انگاه ک غرورکسی راله میکنی

انگاه ک غرورکسی راله میکنی
انگاه ک بنده ای رانادیده می انگاری
انگاه ک کاخ آرزوهای کسی راویران میکنی
انگاه ک شمع امید کسی راخاموش میکنی
انگاه ک حتی گوشت رامیبندی تاصدای خردشدن غرورش رانشنوی
انگاه ک خدارامیبینی وبنده خدارانادیده میگیری
میخواهم بدانم٬
دستانت راب سوی کدام اسمان دراز ویکنی تابرای خودت دعا کنی؟!؟
دیدگاه ها (۴)

آنگاه که غرورکسی راله میکنی آنگاه که کاخ آرزوهای کسی راویران...

آنگاه که غرورکسی راله میکنی...آنگاه که کاخ آرزوهای کسی راویر...

آنگاه که غرورکسی را له میکنیآنگاه که بنده ای رانادیده می انگ...

آنگاه‌ڪه‌غرورڪسی‌راله میکنی،،،آنگاه‌ڪه‌بنده‌ای‌رانابود می‌ان...

آنگاه که غرورکسی راله می کنیآنگاه که آرزوهای کسی را ویران می...

آنگاه که غرور کسی را له میکنی آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ...

ان گاه که کاخ ارزوی کسی را ویران میکنی،ان گاه که شمع امید کس...

آنگاه که غرور کسی را له میکنی آنگاه که کاخی که شمع امید کسی ...

آنگاه ک غرور کسی روله میکنی،آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط