کاش لیلــی، خبر از درد دل مــجنون داشت

کاش لیلــی، خبر از درد دل مــجنون داشت
شهر دلدادگی ای کاش، کمی قانــون داشت

اشک من خشک شد از گریه هر شب، ای کاش
چشم من، آبِ روان ِ ارس و کارون داشت

من به دنبال تو در شعـــر و غــــزل می گشتم
شعر هم، در طلبت بود و دلی پر خون داشت

رسم شاعر کشی از چشـــــــم تو آمد به وجود
گویی آن چشم سیاه تو به خود افسون داشت

چشــــــم تو، کشت مرا و جسدم را سوزاند
همه گفتند که شاعــر، مرض طاعون داشت.
دیدگاه ها (۱)

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

رسم شاعر کشیکاش لیلــی، خبر از درد دل مــجنون داشتشهر دلدادگ...

...کاش لیلــی، خبر از درد دل مــجنون داشتشهر دلدادگی ای کاش،...

ڪاش لیلــے، خبر از درد دل مــجنون داشتشهر دلدادگے اے ڪاش، ڪم...

ڪاش لیلــے، خبر از درد دل مــجنون داشتشهر دلدادگے اے ڪاش، ڪم...

سکوت عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط