*گل یخ*

*گل یخ*
*محمد*
تموم بدنم می لرزید
- آقا ...آقا حالتون خوبه
دکتر وپرستارباهاش خوابوندنم رو تخت پرستار با عجله رفت
- حالش خوب میشه ...
- اره فقط بی هوش شده چیزی نیست
- کار منه...تقصیر منه ...
پرستاره برگشت یه چیزی داد به دکتر
- دهنتوباز کن بزارش زیر زبونت
دهنمو باز کردم یه قرص گذاشت زیر زبونم تلخ بود
-چشاتو ببند
- دکتر خانمم
- اون خوبه نترسین
انقدر آروم خوابم برد نفهمیدم چی شد

- محمد ...محمد مامان
چشام باز کردم مامان بالای سرم بود
- چی شده ...
یهو هوشیار شدم نشستم دستم سوخت مامان دستاشو گذاشت رو سینم دراز کشیدم
- اون کجاست
- خوبه مامان بخاطر ظربه ای که خورده یکی از دندهاش آسیب دیده
رومو برگردوندم باز حالم داشت بد می شد
- محمد ...محمد...دکتر
جیغ های مامان التماسهاش صدای فریاد بابا
یه چیزی رو چشام کشیده شد
- خدایابچه ام رو سپردم به تو ...محمدم رو ازم نگیر
دستام می سوخت .کم کم همه چی پوچ شدبرام
.سکوت ونور شدید بود صورت مامان پر اشک بود می زد تو صورتش چشام داشت سنگین می شد می خواستم حرف بزنم نمی تونستم زبونم سنگین بود چرا صدای مامانم رو نمی شنیدم


نمی تونستم بخونم هر چی می خوندم نمی فهمیدم کتابو بستم سرم به شدت درد می کردیه مسکن خوردم داشتم چای آماده می کردم
- خودم آماده می کنم
رفتم کنار اومد چای آماده کرد بعدم از تو یخچال کیک در آورد یه تیکه برش داد گذاشت تو پیش دستی یه لیوان چای ریخت گذاشت تو سینی برگشت
- ببرم تو اتاق
سینی رو گرفتم گذاشت رو کانتر متعجب نگام کرد آروم بغلش کردم موهاش ناز کردم
کنارم زد دستشو گرفتم
- دست خودم نبود نمی خواستم ...
- مهم نیست
-فرشته
برگشت نگام کرد چونش می لرزید
- بریم بیرون
- باشه
اونکه آماده شد منم رفتم لباس پوشیدم
- بریم .
دیدم همینجوری براندازم می کنه
- چی شده ؟
- هی...هیچی
نگاهشو دزدید خندم گرفت باز ارایش کرده بودنمی دونستم چی بگم بهش انگار تنش می خارید برای کتک خوردن
رفتیم بیرون مامان با دیدنمون گفت : کجا میرین ؟
- بیرون
- شام میاین ؟
- نه
رفتیم وسوار ماشین شدیم یه آهنگ ملایم گذاشتم
- دوست داری بریم کجا
- نمی دونم من جایی بلد نیستم
رفتم کنار پل با ذوق گفت : وای مرسی
تند پیاده شد رفت با لبخند نگاش می کردم رو یه نیمکت نشستم یکم اون دور ور چرخید بعد برگشت گوشه نیمکت نشست
-بریم قدم بزنیم ؟
- اره
با فاصله ازم راه میرفت
دیدگاه ها (۲)

*گل یخ**محمد*داشت جلوتر از من راه می رفت باذوق رفت طرف مردی ...

*گل یخ**محمد*محمد ...محمد با ترس نشستم - چی شده - نترس امتحا...

*گل یخ**فرشته*تو حیاط داشتم گل می چیدم زن عمو اومد کنارم گفت...

*گل یخ**فرشته*از حموم اومدم بیرون موهام خشک کردم به خیال ای...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

𝒑𝒂𝒓𝒕۵صبح با نور خورشید بیدار شدم به دور ورم نگاه کردم دیدم ت...

(Just a game?)Part13دیگه خسته شده بودیم همه رفتیم خونه(فردا)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط