p



_ چ.چرا

+ جیمین من ازت میترسم.. من هنوز جوونم گیر یه مافیای روانی سادیسمی افتادم که هرلحظه میتونه منو بکشه *گریه*

_ ولی این روانی سادیسمی عاشقته *بغض*

+ من این عشقو نمیخوام.. میدونی چندبار کتکم زدی؟ *گریه*

_ من قول میدم.. قول میدم کنترلش کنم.. خواهش میکنم ازت *اشک*

+ همیشه همینو میگی جیمین.. ولی دفعه بعد بدترش میکنی.. چرا نمیفهمیییی.. منم عاشقتم.. ولی یه چیزی به نام ترس نمیزاره این عشقو ادامه بدم *گریه شدید*

_ا.اما

+ نمیخوام صداتو بشنوم بس کن *گریه*

// پایان فلش بک //

جیمین ویو:

از وقتی ات ولم کرده داغون شدم..

دارم سعی میکنم سادیسممو درمان کنم..

ولی انگار بخشی از منه و جدا نمیشه..

متنفرم از این سادیسم لعنتی

یک سال نیم میگذره از رفتن ات

دلم هرروز بیشتر از دیروز براش تنگ میشه..

برای بغلای نرمش..

لباش..

دست و پاش..

بدنش..

خنگی و کیوتیش..

بابایی صدا زدناش..

قهر کردناش..

لوس کردناش..

بوس کردنای کوچولوش..

چشماش..

وای.. من نابود شدم

نمیتونم تحمل کنم..

بلند داد کشیدم..

_ دیگههههه نمیکشمممممم... مممننننن اااتتتمممووو مممییبخخخووواااممممم *عربده و گریه *

دوزانو رو زمین افتادم.. از وقتی سعی دارم سادیسممو درمان کنم..

قلبم تیر میکشه..

دستمو محکم روی قلبم فشار دادم

_ این قلبِ بی صاحب چرا واینمیستهههه *داد و گریه*

« عه خدانکنه »

تهیونگ.. بهترین دوستم وارد اتاق شد..

× جیمین!

دوید سمتم

_ ولم کننن *گریه*

× نفس عمیق بکش اروم باش..

_ تهیونگ نمیتونم میفهمی نمیتونم؟! تو مگه درک میکنی جدا شدن از عشق زندگیت چه حسی داره؟ *گریه و داد*

× جیمین تروخدا اروم باش.. * نگران*

دیگه داشتم از حال میرفتم..

تهیونگ بهم یه لیوان اب داد

خوردم..

_ حتی نتونستم ذره ای ازش باخبر بشم..
دیدگاه ها (۱۱)

من فیک زیاد میخونمولی فیک نویسایی که عاشقشونم رو اینجا تگ می...

p³× خب اون کلا اطلاعاتشو نابود کرده.. واقعا باهوشه_ نه.. ات ...

چندشاتی جناب پارک درخواستی

p²«مکنه لاین» (🐥) روی دوست برادرت کراش بودی بدجور.. به تولدش...

سناریو (درخواستی) وقتی ۱۴ سالته و اونا برادر بزرگترتن و بعد...

سناریو (درخواستی) وقتی ۱۴ سالته و اونا برادر بزرگترتن و بعد...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁴حرفی برای گفتن نداشتم... فقط سکوت کردم. ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط