..جذاب ترین حادثه زندگیم رفت

..جذاب ترین حادثه زندگیم رفت
.


دیوانه‌ی دیوانه‌ی دیوانگیم رفت
تو میروی و جان عزیز منه مغرور
هر لحظه به من دست تکان میدهد از دور
انگار که تو آمده بودی بروی زود
کز روز تولد به تنت رخت سفر بود
با این همه داغی که دلم دید و تبارم
من این همه غم را به دلم یاد ندارم
بدرود امیدم نفسم عشق عزیزم
آهسته برو پشت سرت آب بریزم

رویای مرا از دلِ دنیام گرفتی
من سوختم اما تو که آرام گرفتی
این منظره ی کوچ تو را دشت ندارد
این کوچ همین کوچ که برگشت ندارد
با این همه داغی که دلم دید و تبارم
من این همه غم را به دلم یاد ندارم
بدرود امیدم نفسم عشق عزیزم
آهسته برو پشت سرت آب بریزم .. .
حجت_اشرف_زاده
دیدگاه ها (۱)

.گفته بود اولینَ‌ش “من” هستم!باورش کردمافتخار هم میکردماولین...

.داشتم در خیابان راه میرفتمکه یک ماشین با صدای خیلی بلندِ ‌م...

🔻 .یا بفرما به سرایم یا بفرما به سرآیم .غرضم وصل تو باشد ، چ...

چه حس نابی 🤗 🤗

🌺دلم وقتے ڪہ مے گیرد تو مے آیے بہ دیدارمبہ من آهستہ مے گویے ...

💫 باز دل تنگ تو شد کاش خدا رحم کند؛وقت باریدن اشکم  ،  نم با...

Language translation=p۲+اشغالللللل×گگگگبله این زندگیه منه با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط