پارت ۱۸ — «چالش عجیب»

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»

جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه از توش درآورد.

رها: «این دیگه چیه؟»

جونگکوک: «چالش تو.»

رها: «اگه مسخره باشه، می‌کشمت.»

آ.ت: «رها، تو قرار بود امروز کسی رو نزنی.»

رها: «اون قانون مال قبل از این کاغذه.»

تهیونگ خندید.

جونگکوک کاغذ رو باز کرد و گفت: «رها باید برای پنج دقیقه، هر چیزی که بقیه میگن رو بدون بحث قبول کنه.»

رها: «پنج دقیقه؟!»

جونگکوک: «آره.»

رها: «این که چالش نیست، شکنجه‌ست.»

آ.ت: «قبوله.»

رها: «تو چرا این‌قدر سریع موافقت کردی؟»

آ.ت: «چون می‌خوام ببینم چی میشه.»

تهیونگ گفت: «من یه پیشنهاد دارم.»

رها با شک نگاهش کرد: «چی؟»

تهیونگ: «بریم آشپزخونه و هرچی جونگکوک میگه، انجام بدیم؛ ولی آخرش خودش باید همه‌چی رو جمع کنه.»

جونگکوک: «صبر کن... این اصلاً نقشه‌ی من نبود.»

رها لبخند زد: «خب جونگکوک... فکر کنم نقشه‌ات برگشت سمت خودت.»

آ.ت: «بالاخره یکی جلوشو گرفت.»

جونگکوک به تهیونگ نگاه کرد: «تو از کی طرف اینایی؟»

تهیونگ: «از وقتی فهمیدم این خونه قانون نداره.»

رها خندید.

جونگکوک آه کشید: «باشه... ولی هنوز بازی تموم نشده.»

رها: «یعنی باز نقشه داری؟»

جونگکوک: «خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی.»
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۹ — «نقشه برمی‌گرده»جونگکوک دست به سینه جلوی سه نفر ای...

پارت ۲۰ — «انتقام با یک لیوان آب»جونگکوک سریع یک قدم عقب رفت...

پارت ۱۷ — «ساعت دوازده»ساعت دقیقاً دوازده شد.رها روی مبل نشس...

پارت ۱۶ — «صبحِ مشکوک»صبح، رها با صدای افتادن چیزی از خواب پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط