تنفر قبل از عشق فصل ۵ پارت ۲

تنفر قبل از عشق فصل ۵ پارت ۲
ویو آنیا
نزدیکای شب بود که...بکی و بقیه دوستام اومدن عمارت
بکی در زد
آنیا:کیه؟
بکی:منم
آنیا:ب...بکی؟برای چی اومدی؟گفتم که نمیام جشنواره
بکی:خفه...برات کیمونو هم خریدم خیلی خوشگله(اسلاید ۷)
آنیا:الکی پول دادی من هیچ جا نمیام
بکی اومد تو
نشست لب تختی که روش خوابیدم...پتو رو کشیدم رو سرم
بکی:به خاطر دامیانه؟
آنیا:نه...من ا...من...ازش..مت...متنف...متنفر...من...از دامیان..م...م..م...مت
بکی:ببین حتی نمیتونی به دروغ بگی ازش بدت میاد
آنیا:آره بکی...من عاشقشم...از اعماق وجودم عاشقشم...میخواستم جشنواره امسال و با اون برم...تا...تا فارغ التحصیلیمونو جشن بگیریم پارسال که رفت نتونستیم...هق هق...اگه بهم خیانت کنه چی؟اگه ولم کرده باشه و هرگز برنگرده چی؟
و بعد نشستم رو تخت و اشکام که همینطوری سرازیر میشدن و پاک کردم
بکی:آنیا...تک دامیان و میشناسی...به نظرت اون همچین آدمیه؟
و بعد بقلم کرد
بقلش کردم و گفتم:هق هق نه...
بکی:خدارو چی دیدی شاید تو جشنواره دیدیش و یدفعه سوپرایزت کرد؟
آنیا:آهوم...درسته
بکی:بیا بریم بچه ها منتظرتن
رفتن به جشنواره
کنی؛هی بکی تونست رازیش کنههههه
فردی:آنیا چان خیلی خوشحالم اومدی
ترتیوس:سلام بانو آنیا
آنیا:سلام بچه هاااااا
ترتیوس:بجنب الانه اتیش بازی شروع شههههه
و بعد دویدیم رفتیم جایی که برای تماشای آتیش بازی بود یعنی واقعا امکان داشت دامیانو ببینم
ویو دامیان
قرار بود امسال با انیا بیام اینجا...که به خواطر این دختره نشد...یعنی قولمون و یادشه...
لوسی لباس دامیان و گرفت و کشیدش به سمت محل تماشا
همون موقع دامیان و آنیا کنار هم ایستاده بودن ولی متوجه هم نشدن
همزمان گفتن:یعنی میشه دامیان/آنیا رو ببینم؟
و با صدای هم برگشتن و بهم نگاه کردن زیر نور اتیش بازی چشماشون می‌درخشید
آنیا:دا...دامیان؟
دامیان:آنیا....
آنیا:دامیان دلم خیل...
ویو آنیا
باورم نمیشد قولمون یادش بود دیدمش الان کنارمه فقط برای اینکه مطمئن باشم اسمشو گفتم گفت:آنیا....
اوه این صدا...چقدر میخواستم دوباره بشنومش داد زدم و گفتم:دامیان خیل...که صدای ی دختر حرفمو و قطع کرد:عزیزم؟اون کیه؟
خشکم زده بود...که دختر از پشت دامیان بیرون اومد
آنیا:لوسی گرلیاد...
لوسی:آنیا فورجر...
مطمئن بودم خودش بود پاهام خود به خود حرکت کردن و به سمت دیگه ای رفتن با تمام زورم دویدم
ویو بکی
آنیا کجا رفت؟برگشتم اون سمت دامیانو با یه دختر کنارش دیدم
بکی:توووووو....دامیاننننننننننن
ترتیوس و کنی و فردی ناخودآگاه اونور و نگاه کردن...
بکی:تو واقعا به آنیا خیانت کردی؟
لوسی:چی؟
بکی اومد جلو و به صورت دامیان سیلی زد
...




(عکسکیمونو ها رو میتونید داخل اسلاید های بعد ببینید)
الان پارت بعد رو هم میدم...
دیدگاه ها (۱۱)

تنفر قبل از عشق فصل ۵ قسمت ۱(فصل نهایی)ویو آنیا۱ سال از وقتی...

من سگتم بانو🛐کسی انیمش رو دیده؟یکی از بهترین انیمه های عاشقا...

ستاره دنباله دار پارت:۱۱

عاشق کسی شدم که ازش متنفرم!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط