تک پارتی هیونجین
•☆تک پارتی هیونجین☆ •
وقتی ساعت 3 شب مست میای خونه
ویو هیونجین :کم کم داشتم نگران ا.ت میشدم
اون هیچوقت انقدر دیر نمیکرد الان ساعت
3 شبه ،تو افکارم بودم که صدای زده شدن
در رو شنیدم رفتم و درو باز کردم ا.ت رو دیدم
هیونجین:تا الان کدوم گوری بودی ؟(عربده)
ا.ت( با خنده گفت):به تو چه
هیونجین:وقتی تنبیهت کردم میفهمی!!
ا.ت :برو گمشو فقط یه نفر میتونه منو
تنبیه کنه (مست،خمار)
هیونجین:خب ایشون کدوم خری باشند؟
ا.ت: خر خودتی
هیونجین:جواب منو بده.
ا.ت:هوانگ هیونجین (ا.ت بیهوش شد)
ویو هیونجین:
ا.ت بیهوش شد بغلش کردم یعنی واقعا تو
مستی هم بهم وفا داره؟
ویو من:هیونجین یه نگاه به ا.ت کرد و
گفت:قربون دختر خوشگلم برم
و بعد گذاشتش رو تخت و باهم تا صبح خوابیدن
پایان °•°
وقتی ساعت 3 شب مست میای خونه
ویو هیونجین :کم کم داشتم نگران ا.ت میشدم
اون هیچوقت انقدر دیر نمیکرد الان ساعت
3 شبه ،تو افکارم بودم که صدای زده شدن
در رو شنیدم رفتم و درو باز کردم ا.ت رو دیدم
هیونجین:تا الان کدوم گوری بودی ؟(عربده)
ا.ت( با خنده گفت):به تو چه
هیونجین:وقتی تنبیهت کردم میفهمی!!
ا.ت :برو گمشو فقط یه نفر میتونه منو
تنبیه کنه (مست،خمار)
هیونجین:خب ایشون کدوم خری باشند؟
ا.ت: خر خودتی
هیونجین:جواب منو بده.
ا.ت:هوانگ هیونجین (ا.ت بیهوش شد)
ویو هیونجین:
ا.ت بیهوش شد بغلش کردم یعنی واقعا تو
مستی هم بهم وفا داره؟
ویو من:هیونجین یه نگاه به ا.ت کرد و
گفت:قربون دختر خوشگلم برم
و بعد گذاشتش رو تخت و باهم تا صبح خوابیدن
پایان °•°
- ۹۴۶
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط