خدا ! به حق دل عاشقان سرگردان

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردان
مرا به آنچه که بودم دوباره برگردان

به کدخدایی ِ آبادی ِ به دور از عشق
نه این رعیّت ِخانه خراب و سرگردان

یقین که عشق و غمش حکم نان انسان است
ولی امان که اگر در گلو بماند نان!

جناب ِعشق عجب باغبان بی رحمیست
دو لاله چیدن از آن باغ و اینهمه تاوان؟!

به قدر قدرت هرکس ستم سزاوار است
مگر که بید چه دارد برابر طوفان؟!

خدا ! بریده ام از عشق و زندگی دیگر
به آیه آیۀ توبه، به جان الرّحمن

علی حیات بخش
دیدگاه ها (۱۳)

کنار من که قدم می‌زنی هوا خوب استپر از پریدنم و جای زخم‌ها خ...

یک لحظه زندگی تو از دست می رودوقتی کسی که هستی ِ تو هست می ر...

امروز که آیینه جوابش سنگ استدر ذهن زمانه عشق هم بی رنگ استهر...

از اين پس تنها ادامه ميدهم... در زير باران، حتي به درخواست "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط