تو با قلبِ ویرانه‌ی من چه کردی؟

تو با قلبِ ویرانه‌ی من چه کردی؟
ببین عشقِ دیوانه‌ی من چه کردی

در ابریشمِ عادت، آسوده بودم
تو با حالِ پروانه‌ی من چه کردی

ننوشیده از جامِ چشمِ تو مستم
خُمار است میخانه‌ی من، چه کردی؟

مگر لایقِ تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرتِ شانه‌ی من چه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده! با خانه‌ی من چه کردی؟

جهانِ من از گریه‌ات خیسِ باران
تو با سقفِ کاشانه‌ی من چه کردی؟
دیدگاه ها (۴)

جمعه یعنی که نباشی و دلم تنگ نگاهت باشدجمعه یعنی بدنم در تب ...

‎اوجا داغ تک وقاریم سان آی آنا‎بو دؤنیادا تک واریم سان آی آن...

“عزیز بودن” جرم نیستامتیازیست که “تو” در قلب من داری و “خیلی...

دم به دمم بگذار ,جانا لبیجان به لبم رسید ,بِمان دمیمنِ آتش ب...

P12تام : خب اینارو حل کنید .و بشکنی زد و ساعت شنی رو چرخوند ...

زندگی تعیین شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط