TaLaBkaR

ࡅߺ߳ߊࡅِِߺܭߊ‌ܝ
#TaLaBkaR
#ᴘᴀʀᴛ‌: 𝟝
گفت
_چرا ولی از سئول خیلی دوره ببخشید میتونم اسم شما رو بپرسم؟

«من رایلیم»
_خوشبختم رایلی منم تهیونگم

اینجا جایه دیگه ای نداره ?
_نه فقط این بار هست

پس آدمای توی بار شبا کجا میخوابن؟

_آدمایه‌ که تو بار نشستن کارگر هایه جئون جونگ کوک هستن و هر روز کار میکنن و شبا داخل اتاقک هایه کوچک بار میخوابن

«کارگر؟ چه کاری؟»

_ کار خونه الکل

پس اینجا دیگه جایی نداره؟
_نه اگه هم باشه خطرناکه
_از کجا اومدی؟

هااا من... چیزه...
ویو رایلی____

نمیدونستم چی بگم که یکی بلند صدام کرد
«رایلی»
رومو برگردوندم‌ که با چهره جونگ کوک خشکم زد

آمد سمتم و گفت
«تهیونگ ممنون که سرگرمش‌ کردی»
دستمو گرفت کشید برون
داد زد

_اینجا چه غلطی میکنی؟

اشکام بی اختیار ریختن

پرتم کرد تو ماشین پاشو رو پدال گاز گذاشت و گاز میداد

با صدای لرزون گفتم
«لطفا اروم برون میترسم»
بخیال به حرفم بیشتر گاز داد تا رسیدیم به عمارتش

از ماشین پیاده شدم که دستمو گرفت و برد سمت اتاق که درش قرمز بود

داد زدم
«ولم کن»
در اتاق رو باز کرد انداختم روی تخت
بهم حمله کرد و...
.............................................................
خوشگلای من اسمـ*ـاته اگه جنبه ندارید نخونید

ادامه داخل کامنتا..
شرط:
¹¹لایک
¹⁵کامنت
⁵بازنشر
دیدگاه ها (۱۱)

ࡅߺ߳ߊࡅِِߺܭߊ‌ܝ#TaLaBkaR#ᴘᴀʀᴛ‌:𝟜چند دقیقه همون طوری بودم که به ...

#تهکوک

part.73..مهمونا رفتن اومدیم بیرون کوکی و زن عموش و لینا و ما...

اسم رمان = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۲۷(ویو نیلسو )= ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط