کاش مردم مهربان بودند با هم !
کاش مردم مهربان بودند با هم !
چشمشان پر بود از نور صفا ،
باغ دلهاشان پر از لبخند مهر ،
چهره شان روشن تر از گلبرگ یاس،
دستشان سردی سرمای زمستانی نداشت .
کاش دل در سینه هاشان گرم بود ،
کاش بر لبهایشان آیات عشق ،
مثل خورشید درخشان گرم بود .
از نگاه سردشان فهمیده ام :
عاطفه در چشمشان خشکیده است .
شهر ، شهر غربت و بیگانگی است ،
با زبان یکدگر ، این مردمان ، بیگانه اند
کس نمی آید سکوت مبهم و سرد مرا
با سرود مهربانی بشکند .
من اسیر تنگنای خاک و خشتم ،
با قفسهای گلی بیگانه ام
مثل بلبل چون قناری و پرستو ،
مثل آن طوطی زندان در قفس ،
بال پروازم شکسته .
در قفس بی همزبان و همنفس زندانیم ،
کس به راز اشک و آه و ناله ام آگاه نیست
کس نمی داند در این محنت سرا زندانیم .
توی این سرمای سرد بی کسی ،
چشم من در جستجوی “آشنا”ست .
کس نمی آید سراغ خلوت تنهاییم ،
کس نمی کوبد به در.
چشم در راه توأم ای “آشنا”
ای که در چشمت بهار مهربانی خرّم است،
دست گرمت از دل پاکت حکایت می کند ،
وز دلت آیات عشق و عاطفه ،
در تو می جویم وجود خویش را ،
بی تو من گمگشته ای آواره ام .
با تو دریایم ، بهارم ، گلشنم ،
با تو مثل آسمانی پر ستاره می درخشم ،
مثل باران ، مثل رگبار بهاری زنده ام .
“تاشقایق هست ”باتو ،
در کنارت ، زندگی خواهم نمود
چشمشان پر بود از نور صفا ،
باغ دلهاشان پر از لبخند مهر ،
چهره شان روشن تر از گلبرگ یاس،
دستشان سردی سرمای زمستانی نداشت .
کاش دل در سینه هاشان گرم بود ،
کاش بر لبهایشان آیات عشق ،
مثل خورشید درخشان گرم بود .
از نگاه سردشان فهمیده ام :
عاطفه در چشمشان خشکیده است .
شهر ، شهر غربت و بیگانگی است ،
با زبان یکدگر ، این مردمان ، بیگانه اند
کس نمی آید سکوت مبهم و سرد مرا
با سرود مهربانی بشکند .
من اسیر تنگنای خاک و خشتم ،
با قفسهای گلی بیگانه ام
مثل بلبل چون قناری و پرستو ،
مثل آن طوطی زندان در قفس ،
بال پروازم شکسته .
در قفس بی همزبان و همنفس زندانیم ،
کس به راز اشک و آه و ناله ام آگاه نیست
کس نمی داند در این محنت سرا زندانیم .
توی این سرمای سرد بی کسی ،
چشم من در جستجوی “آشنا”ست .
کس نمی آید سراغ خلوت تنهاییم ،
کس نمی کوبد به در.
چشم در راه توأم ای “آشنا”
ای که در چشمت بهار مهربانی خرّم است،
دست گرمت از دل پاکت حکایت می کند ،
وز دلت آیات عشق و عاطفه ،
در تو می جویم وجود خویش را ،
بی تو من گمگشته ای آواره ام .
با تو دریایم ، بهارم ، گلشنم ،
با تو مثل آسمانی پر ستاره می درخشم ،
مثل باران ، مثل رگبار بهاری زنده ام .
“تاشقایق هست ”باتو ،
در کنارت ، زندگی خواهم نمود
- ۳.۸k
- ۳۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط