اسم فیکولی تو نمیدونی که من عاشقتم
اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم
+منظورت چیه جونگ کوک میخوای چیکار کنی
-خودت میفهمی
+تویه راه نزدیک بود چند باری تصادف کنیم منم پاهامو جمع کردم بودم
امیدوارم فهمیده باشید
و داشتم فک میکردم که تنبیهم قراره چه چیزی باشه
-رسیدیم خونه از ماشین پیاده شدم ا/ت رو روی کولم انداختم خوبه که سبکه
[]برادر مگه سیب زمینی همینجوری راحت کولش میکنی []
-بردم گذاشتمش روی تخت دست و پاهاشو بستم لباساشو از تنش دراوردم همینطور لباسای خودمو و یاح یاح 😈😈
+منو اورد خونه دست و پاهامو بست لباسای خودمو خودشو در اورد و بعد....راند ازم بیرون کشید
هر دوتامون خسته شده بودیم من که اصلا پاهامو حس نمیکردم ای خدااا
-اه تا تو باشی بدون اجازه ی من کاری انجام ندی
+جونگ کوک خدا بگم چیکارت کنه من الان چجوری راه برم واای دارم میمیرم از درد
-اوه بیبی من دردش گرفته حقته
+مورچه کمربنده ته
-عع عع نکنه میخوای دوباره انجامش بدم
+نه نه غلط کردم فقط بیا بریم حموم
+باش جوجه
-بلندش کردم چون نمیتونست راه بره
اب داغ و باز کردم اول خودم داخلش نشستم بعد ا/ت رو روی داهام گذاشتم
ادمین *خلاصه تو حموم هم یکم شیطونی کردن اومدن بیرون جونک کوک هم خودش لباس پوشید
هم لباس بر تن دخترک کرد در اخرهم به خواب فرو رفتن
فردا صبح از دید کوک
-بلند شدم ا/ت هنوز خواب بود تصمیم گرفتم یه امروز یو پیشش بمونم برای همین به
فلیکس زنگ زدم و گفتم که کارا به عهده خودت
به سر ا/ت بوسه ای زدم رفتم سرویس بهداشتی کارای مربوطه رو انجام دادم
اومدم بیرون برای دخترکم یه مسکن همراه آب روی میز گذاشتم که اگه درد داشت
بتونه از اون استفاده کنه
رفتم اشپز خونه تا صبحانه اماده کنم
پارت 28 که ادامشو چند ساعت دیگه میذارم
+منظورت چیه جونگ کوک میخوای چیکار کنی
-خودت میفهمی
+تویه راه نزدیک بود چند باری تصادف کنیم منم پاهامو جمع کردم بودم
امیدوارم فهمیده باشید
و داشتم فک میکردم که تنبیهم قراره چه چیزی باشه
-رسیدیم خونه از ماشین پیاده شدم ا/ت رو روی کولم انداختم خوبه که سبکه
[]برادر مگه سیب زمینی همینجوری راحت کولش میکنی []
-بردم گذاشتمش روی تخت دست و پاهاشو بستم لباساشو از تنش دراوردم همینطور لباسای خودمو و یاح یاح 😈😈
+منو اورد خونه دست و پاهامو بست لباسای خودمو خودشو در اورد و بعد....راند ازم بیرون کشید
هر دوتامون خسته شده بودیم من که اصلا پاهامو حس نمیکردم ای خدااا
-اه تا تو باشی بدون اجازه ی من کاری انجام ندی
+جونگ کوک خدا بگم چیکارت کنه من الان چجوری راه برم واای دارم میمیرم از درد
-اوه بیبی من دردش گرفته حقته
+مورچه کمربنده ته
-عع عع نکنه میخوای دوباره انجامش بدم
+نه نه غلط کردم فقط بیا بریم حموم
+باش جوجه
-بلندش کردم چون نمیتونست راه بره
اب داغ و باز کردم اول خودم داخلش نشستم بعد ا/ت رو روی داهام گذاشتم
ادمین *خلاصه تو حموم هم یکم شیطونی کردن اومدن بیرون جونک کوک هم خودش لباس پوشید
هم لباس بر تن دخترک کرد در اخرهم به خواب فرو رفتن
فردا صبح از دید کوک
-بلند شدم ا/ت هنوز خواب بود تصمیم گرفتم یه امروز یو پیشش بمونم برای همین به
فلیکس زنگ زدم و گفتم که کارا به عهده خودت
به سر ا/ت بوسه ای زدم رفتم سرویس بهداشتی کارای مربوطه رو انجام دادم
اومدم بیرون برای دخترکم یه مسکن همراه آب روی میز گذاشتم که اگه درد داشت
بتونه از اون استفاده کنه
رفتم اشپز خونه تا صبحانه اماده کنم
پارت 28 که ادامشو چند ساعت دیگه میذارم
- ۱۵.۱k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط