دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردم

دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردم
سرم خورده به دیواری که فکرش را نمی کردم

مدارجبر هستی را فقط بیهوده می گردم
اسیرم کرده تکراری که فکرش را نمی کردم

خرابم می کند با اخم وبا لبخند می سازد
دلم را برده معماری که فکرش را نمی کردم

زمین را مثل اسکندربه حکم عشق او گشتم
شدم سرباز بیماری که فکرش را نمی کردم

ولی هرنقطه ای رفتم شعاع درد دورم زد
به دستش داشت پرگاری که فکرش رانمی کردم

به هر دستی که دور گردنم افتاد دل بستم
مرا زد عاقبت ماری که فکرش را نمی کردم .........
دیدگاه ها (۲)

جایی نرو ! بچرخ فقط در مدار من ! ای ماه …! ای ستاره ی دنباله...

می کشم بر شانه هایم غربت ِاندوه راغربتِ اندوهِ بی مانند ِهمچ...

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی ماندچه باید گفت با آن کس ک...

من آرزوی تو کردم که بیشتر باشیبرای این دل سردم تو بال و پر ب...

my snow ❄#my_snowPT 17ویو ات:صبح زود بود.هوای کلبه مثل همیشه...

love in the dark⑤① بوی تند الکل و مواد ضدعفونی‌کننده اولین چ...

#🥀 تسلیم در سکوت — تایجو شیبا (یاندره)پارت۱اون روزی که توی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط