خلاصه رمان «

خلاصه رمان «
مادر ا/ت از پدر ا/ت جداشه و قرای با کسی ازدواج کنه یک پسر به نام جئون جونگکوک داره کوک‌ تا حالا دوس دختر نداشته و کراش کا مدرسه بود

پارت معرفی
هانا: مادر کیم ا/ت
جونیو: پدر ا/ت
م.ک: پدر کوک
م.ک: مادر کوک
اسم رمان: این عشق فیک نیست
این عشق فیک نیست
پارت 1
//ویوی کیم ا/ت //
تو خونه بودم که گوشیم زنگ خورد
//مکالمه//
هانا : الو ا/ت
ا/ت : بله مامان کاری داشتی
هانا : امروز میهوام با ینفر اشنات کنم
ا/ت : کیه
هانا :تو بیا خودت میبینی ساعت 5
ا/ت: اوک
//پایان مکالمه //. // ویوی کوک//
تو خونه داشتم غذا میخوردم که گوشیم زنگ خورد
//ویوی مکالمه//
کوک: الو سلام
پ.ک : سلام پسرم خوبی
کوک: مرسی تو خوبی
پ.ک: خی چیزه ....‌ ععع
کوک‌ : بابا بگو دیگه
پ.ک: ساعت 5 آماده باش
کوک: باش
دیدگاه ها (۰)

ا/ت: خب باید بهت یچی بگم

(اصماتو نمینویسم)//ویوی صبح//ته: صبح بخیر کوشولو ا/ت : صبح ه...

خب توضیحاتا/ت دختر ۲۳ ساله اهل کره فامیلیش ( مثل همیشه کیم 😂...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط