مسافر کناری ام که پیاده شد

مسافر کناری ام که پیاده شد
پنجره ای گیرم آمد
باقی مسیر را گریستم...

لیلا_کردبچه
دیدگاه ها (۶)

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندمعنی کور شدن را گره ها می ف...

موڪُرِبختیارے فارسے ندونمبه زبونه مادرے دردت به جونم

حکایت خیلی از دورگل امروزی...👌

دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن سالهاست هیچ نمی‌آورم به یادبی...

موکب کره ایدر مسیر پیاده روی حرم تا مسجد جمکرانبنظرتون بیشتر...

#داستان_شب روزهای بسیار دور  ؛ پیرزنی بود که  ؛ هر روز با قط...

#داستان_شب روزهای بسیار دور  ؛ پیرزنی بود که  ؛ هر روز با قط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط