کیست این طفل که این قدرتماشادارد
کیست این طفل که این قدرتماشادارد
باهمین کوچکی اش هیبت مولادارد
چه قدررفته به حیدربرورویش جانم
چشمهایش شده مانندعمویش جانم
المثنای خدای دوجهان است این طفل
شاکلیدهمه درهای جنان است این طفل
اوکه آمدچه قدرشهرمصفاترشد
عرش گلخانه ارباب ، معلی ترشد
چشمهابازجمال ازلی رادیدند
سومین بار، دراین خانه علی رادیدند
چونکه آیینه سلطان ولایت باشد
دیدن چهره اونیزعبادت باشد
ای خوشاطایفه ای کزغم اودل نکنند
قل هوالله بخوانیدکه چشمش نزنند
مرغ عشقی ست که برشانه ثارالله است
سرمستورنهانخانه ی ثارالله است
نازاین دلبردردانه کشیدن دارد
طعم شیرینی لبهاش ، چشیدن دارد
خیره مانده به سراپای علی چشم رباب
شده روشن به تماشای علی چشم رباب
آنچه بیش ازهمه دردیده ی سقازیباست
ذوق وشوقیست که ازحال سکینه پیداست
خواهرش گفت:عجب پیش مویی دارد
مادرش گفت:عجب زیرگلویی دارد
علی اکبرزده گلبوسه براوبااحساس
آب وآیینه بدست آمده ازراه عباس
سایه لطفش اگربرسرعالم باقیست
آفتابیست که درسایه دست ساقیست
آب درکاسه دستان عمویش خورده است
نفس گرم رقیه به گلویش خورده است
بنویسیدرباب است وغمی همواره
همه ی زندگی اوست همین مه پاره
بنویسیدرباب ازجگرش گفت حسین
بااذانی که به گوش پسرش گفت حسین
وسط ذکراذان بودکه طفلش خندید
اشهدان علیاولی الله شنید
گرعلی اصغراوشاه جهان خواهدشد
عالم پیردگرباره جوان خواهدشد
ولادت دردانه اباعبدالله الحسین مبارک
#یامهدی-ادرکنی
باهمین کوچکی اش هیبت مولادارد
چه قدررفته به حیدربرورویش جانم
چشمهایش شده مانندعمویش جانم
المثنای خدای دوجهان است این طفل
شاکلیدهمه درهای جنان است این طفل
اوکه آمدچه قدرشهرمصفاترشد
عرش گلخانه ارباب ، معلی ترشد
چشمهابازجمال ازلی رادیدند
سومین بار، دراین خانه علی رادیدند
چونکه آیینه سلطان ولایت باشد
دیدن چهره اونیزعبادت باشد
ای خوشاطایفه ای کزغم اودل نکنند
قل هوالله بخوانیدکه چشمش نزنند
مرغ عشقی ست که برشانه ثارالله است
سرمستورنهانخانه ی ثارالله است
نازاین دلبردردانه کشیدن دارد
طعم شیرینی لبهاش ، چشیدن دارد
خیره مانده به سراپای علی چشم رباب
شده روشن به تماشای علی چشم رباب
آنچه بیش ازهمه دردیده ی سقازیباست
ذوق وشوقیست که ازحال سکینه پیداست
خواهرش گفت:عجب پیش مویی دارد
مادرش گفت:عجب زیرگلویی دارد
علی اکبرزده گلبوسه براوبااحساس
آب وآیینه بدست آمده ازراه عباس
سایه لطفش اگربرسرعالم باقیست
آفتابیست که درسایه دست ساقیست
آب درکاسه دستان عمویش خورده است
نفس گرم رقیه به گلویش خورده است
بنویسیدرباب است وغمی همواره
همه ی زندگی اوست همین مه پاره
بنویسیدرباب ازجگرش گفت حسین
بااذانی که به گوش پسرش گفت حسین
وسط ذکراذان بودکه طفلش خندید
اشهدان علیاولی الله شنید
گرعلی اصغراوشاه جهان خواهدشد
عالم پیردگرباره جوان خواهدشد
ولادت دردانه اباعبدالله الحسین مبارک
#یامهدی-ادرکنی
- ۱.۲k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط