دلم تنگ شده برای اون زمانا که عکسای پروفایلتونو بخواطر کا

دلم تنگ شده برای اون زمانا که عکسای پروفایلتونو بخواطر کامنت نزاشتن پست می کردم
فرشتگان : پارت ۷
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⬛ عزرائیل
⬛دستش ول کن ..
🟥لئوری
🟥کاسیوس ..؟
🟩کاسیوس
🟩تاحالا به این فکر کردین که چقد تغییرات این روزا برای بهشت لازم و ضروری شده ... نمیشه تو این باتلاق دووم آورد ..
🟧مایکل
🟧بچه ها برین عقب ! اون تسخیر شده .. آههه ببین کاسیوس نمی خوام آسیبی ببینی فقط مقاومت نکن می خوام که ..
(تغییر آب و هوا)
🟧پس اینطوریه ؟! اوکی پس به زور اینکارو می کنم ولی ممکنه آسیب ببینی
🟥من حلش می کنم ..
⬛پس من میرم به گالیم کمک کنم تو باز کردن دروازه مشکلی براش پیش نیاد ..
🟩(ایجاد گردباد)(بلند کردن خونه ها)(پرت کردن به سمت لئوری)
🟥(جا خالی دادن)(برخورد کردن با یکی از سنگ ها)آخخخخ!!!! کاسیوس خل داری تو جنون به سر میبری بچه !
(دوران کودکی)
⬜گاد
⬜اوووو ببین چقدر ناز دارن با هم بازی میکنن
🟫گالیم
🟫بیشتر شبیه اینکه دارن همدیگرو خفه میکنن با قدرت هایی که دادین بهشون ...
⬜اونا هنوز خامن ولی آینده روشنی در انتظارشونه ... فقط یه چیزی این همه سرباز بهشتی رو من کجایه دلم بزارم کاشکی یکی بود که تک نفره اندازه یه لشکر برای بهشت مفید واقع میشد ... هاا (لبخند)(نگاه به گالیم)
🟫باز شروع شد هر کاری دوست دارین بکنین
⬜آفرین فرشته خوب فرشته ایی خلق می کنم سرشار از روح پاکی... (نورانی شدن)
(لئوری فرشته ای با لباس های سلطنتی از جنس طلا و نقره سرلشکر ارتش بهشت با بال هایی به پاکی چشمه اون خوش قلب ترین فرشته بین سایر برادراشه مهربون و قدرتمند دارنده قدرت جادو و مهارت در جنگیدن همیشه به بهشتیان خوش آمد میگه و تو دلش فقط عشق به برادرشه اما در زمان قیامت لوسیفر الیهه بهشت قلبش به شدت شکست و مجبور شد احساس اعتماد تو دلش مهرموم کنه و لوسیفر دستگیر و غل زنجیر کنه با گذشت سالیانه سال لئوری نتونست به کسی اعتماد کنه به جزء دو نفر مایکل و جوئل هر چند بعد از تبعید دومین فرد قابل اعتماد زندگیش به مایکل وابسته شد)
🟩بمیر ...
🟥(پرت کردن کاسیوس)
🟧بیا بریم دروازه تقریباً آمادس
🟥ببخشید کاسیوس ولی صب کن نجاتت میدم (رفتن)
🟥🟧🟫⬛(وارد شدن به برزخ)
⬛وحشتناک تر از چیزیه که فکرشو می کردم
🟫من قبلاً یه بار اینجا بودم ... گاد اگه بفهمه دوستمون میکنه
🟧مسئله مرگ زندگی بود چاره ی دیگه ای نداشتیم..(نگاه کردن) جوئل باید خیلی بهش سخت گذشته باشه اینجا خیلی خیلی تاریک و ترسناکه
🟫اینجا شروع همه چیز بود .. بگذریم پس .. جوئل کجاست ؟
🟥جبرئیل به کل یادمون رفت!!
⬛اوه شت .. مایکل تو برو بیارش
🟧من ؟!
⬛نه پس گالیم ..
🟧⬛(نگاه کردن به گالیم)
🟫دارم میبینم زحماتی که براتون کشیدم چجوری دارین پس میدین...
ادامه
دیدگاه ها (۲۳)

گاد مایکل گالیم جوئل کاسیوس لئوری لئونارد عزرائل به شما پناه...

فصل ۱ قسمت سوم ولنتینو و برد تو اتاقش. لوسیفر روزی که پادشا...

اسم داستان: عشق دیرینه 💗 پارت: 7(پارت اخر) واکس تفنگش را ب...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

داستان: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۱(از زبون راوی)اهم اه...

بهترین زمان برای وابسته کردن یا نابود کردن آدم ها، زمانیه که...

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط