پارت ⁴²

پارت ⁴²

+( به عمارت کوک رفتیم خوبه اونجا بهم حس امنیت میداد )

_ گرسنت نیست ؟

+ چرا

_ چی سفارش بدم

+ سخاری.............

+( بعد از بیست دقیقه سخاری ...‌‌‌ رسید هودی اورسایز کوک رو پوشیدم و رو کاناپه دراز کشیدم )

+ میگم فیلم ببینیم

_ چیشده کیفت کوکه فک کردم مث دفعه قبل عزا میگیری

+نه

+ عزا واسه چی تا ترو دارم

_ رفتارت عجیبه

+ نگران نباش جدا نمیشیم

_ البته

+ ترسناک میبینی یا طنز

_ ترسناک

.....

+جیغ

_ الان نمیفهمم از چی میترسی آخه

_ داد
........


لایک و بازنشر بالا
دیدگاه ها (۷)

پارت ⁴³+ تو به من میگی از چی میترسی حالا خودت از چی میترسی م...

پارت ⁴¹+ طلاق باید هر دو طرف راضی باشن ولی وقتی نه من راضیم ...

پارت ⁴⁰+( با حرفی که بورا زد خودم رو سراسیمه به طبقه پایین ر...

طراح عشق

bad boyfriend season : 1part : 6بعد ظهرا.ت جلوی تلوزیون نشس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط