اون پسر یه روزی عاشق بود

اون پسر یه روزی عاشق بود
نمیخواست اینجوری باشه
اون پسر ارزوش بود دستای عشقشو بگیره
ولی تو خیابون عشقشو با اون دید
اون پسر شکست
اون پسر همونجا تو همون خیابون خاک شد
اون پسر همونجا کفن شد
با کفنی از جنس تنفر از هم نوع های نامردش
اون پسر باورش نمیشد
اون پسر گریه کرد
اون پسر هق هق کرد تو گوش خدا
اون پسر از خدام رو برگردوند چون هرچی داد و فریاد کرد خدا فقط نگاش کرد
اون پسر با خودش عهد بست دیگه عاشق نشه ولی....
یکی بازم اون پسرو خام کرد
اون پسر این کارو اخرین راه میدونست واسه نهایت خوشبختیش
اون پسر نمیدونست هرجا بره اسمون همون اسمونه
اون پسر بازم شکست


اون پسسسسسسردیگه نمیخندید


اون پسر(من)بودم
دیدگاه ها (۶)

روزی که من میمیرم خیلیا حق گریه کردن ندارن :_(

اهای بی معرفت دنیای ﻣﻦ ..!ﮐﺠﺎﯾﯽ .. ؟ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ...

از این به بعد کی میشه مست باتواز این به بعد خودم لایک میکنم ...

التماس دعا

آزادترین تقدیر

#Strawberrywhiskey #IU PART:11یونگی عصبی غرید. یونگی: یا تا ...

تک پارتی از کازاتورا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط