گابلین

#گابلین
پارت 22
صدای هیونجین و بادیگارد رو میشنوه
$: قربان چیکارش کنیم؟
♡: فعلا نگهش دار یه بلایی سرش میارم
$: قربان خانم چی؟
♡: خودم بهش میگم
$: باشه چشم
فلیکس قایم میشه تا بادیگاردا نبیننش
میره پیش هیون
☆: سلام اوم صبح بخیر دیگه هیچ وقت اون جوری تخت نیا جلو من باشه ؟
♡: سلام فرشته کوچولوم باشه عزیزم ولی سعی میکنم
☆: اوم باشه ولی تلاشت رو بکن اوم صبحونه چی داریم؟
♡: باشه نفسم اوم هرچی بخوای هست
☆:-لبخند ممنون
♡: من فدای اون خنده هات
☆: -سرخ خدانکنه
♡: جوجم خجالت کشیدی؟ باید عادت کنی تو دیگه مال منی
☆: اومممم باید بگم که اره خجالت کشیدم
راجب عادت کردن اوکی ولی اخری رو مطمئن نیستم
♡: یعنی چیییییییییی؟
☆: یعنی اینکه من مال تو نیستم ممکنه هم باشم
ولی من مال چانم اون عاشق منه
♡: ولی تو هیچ حسی بهش نداری خودم میدونم
یادت رفته قبلارو؟
فلیکس میزنه رو پیشونیش
☆: هوففف چرا همه چیز رو میدونی این اصلا خوب نی
♡: -خنده وای خدا عزیزکم من الکی دنبالت نگشتم
همه چیز رو میدونم و حضور داشتم خب اصلا نگران نباش
☆: اوممم باشه قبوله
میشینه پشت میز
اروم شروع میکنه خوردن
☆: خیلی خوشمزس
♡: نوش جونت خوشگلم
☆:- لبخند ممنون
میخوره بازم
☆: موچیییییی
♡: اره موچی دوست داری؟
☆: اره عاشقشم خیلی خوشمزس
♡: پس بخور
☆: باشه
طرح موش خرمایی رو ور میداره اروم گازش میزنه که
هیونجین زود اون سمتش رو گاز میگیره همین جوری دوتاشون گاز میگیرن تا اینکه هیون لباش رو میزاره رو لبای فلیکس و میبوسه یه بوس سطحی
هیون میره عقب
☆: -سرخ چیکار میکنی؟ هاااا این چی بود؟
♡: اروم باش بوسه دیگه نمیتونم عشقم رو بوس کنم؟
فلیکس سکوت میکنه
تو دلش: چرا میتونی عزیزم میتونی ولی فعلا باید بیشتر جذبم کنی
ادامه غذاش رو میخوره
یه کم اب میخوره
☆: ممنون خیلی خوشمزه بود
بلند میشه
میره
وارد اتاقش میشه
مشق هاش رو مینویسه
هیون میاد بالا
وارد اتاق میشه
♡: فلیکسم وقت داری؟
☆: اره اره بیا تو
هیون میاد تو
♡: اوم چیزه اروم باش میخوام یه چیزی بگم اینم
چان پیش منه گرفتمش دیگه حق نداره تورو ببینه
و عاشق تو باشه
☆: چییییی تو گرفتیش اوممم یعنی چی خیلیم عالی
چرا گرفتیش الان خوبه ؟؟ کاریش که نکرده؟ کرده؟
♡: اوم به خاطر تو نه خوبه حالش هنوز خوبه
☆: یعنی چی قراره کاریش کنی؟
♡: اومممم اره قراره بزنمش فعلا همین
☆: فعلا؟ اوم باشه میتونم ببینمش؟
♡: برای چی باید ببینیش؟
☆: چون دوستمه
♡: دیگه نباید باشه اوکی ؟ ولی بیا بریم ببینش
☆: هوففف باشه بریم
میرن تو حیاط
وارد زیر زمین میشن
☆: چاننن خوبی؟
¤¤: فلیکس تو اینجا چیکار میکنی؟ هااا چرا اینجایی؟
☆: اوم من اینجا زندگی میکنم ببینم خوبی؟
¤¤: اینجا؟ پیش این عوضی ؟
☆: اره درست حرف بزن اون عوضی نیست خیلیم مهربونه
اروم دست میکشه رو صورت هیون
لپ هیون رو بوس میکنه
☆: خیلی مهربونه
¤¤: فعککککک نکنم
☆: بهتره فکر کنی اون خیلی خوبه خب دیگه من میرم بای بای هیوناا بیا بریم
میره بالا
هیون هم میره
♡: فلیکس ببینم رفتارت تو زیر زمین غیر عادی بود
☆: اوم چیزه عادی بود دیگه نگران نباش خوبم خب باید کنار بیام بات
♡: اومم راست میگی قبوله باشه فدات شم راستی من میتونم بوست کنم؟ مشکلی نداری؟ بلاخره مال منی دیگه
☆: اوم باشه بوس کن مشکلی نی اره مال توام
جلو دهنش رو میگیره
هیون بغلش میکنه
♡: واقعا؟؟ قبولش کردیییییی مرسی عزیزمممم
وای خیلی خوشحال شدم دمت گرم ممنونم عزیزم
☆: -لبخند خواهش میکنم خب بلاخره باید قبول میکردم
میرن تو و فلیکس میره دست شویی که یهووووو.......
دیدگاه ها (۱۸)

هوراااااا تولد شوگاسسسسسسسسس.تولد پیشی ناناززززز تولدت مبارک...

#گابلین پارت 23 فلیکس جیغ میکشه هیون میدواعه پیش فلیکس فلیکس...

#گابلینپارت 21هیونجین چونه فلیکس رو میگیره ♡: خودت خوب میدون...

اینم دوتا پارت جدیدپارت های بعد خیلی خفن تر میشه حمایت کنید....

پارت 25#گابلینکه یهوووو....زنگ در به صدا در میاد از خواب بید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط