تو را با غیر میبینم ، صدایم در نمی آید..!

تو را با غیر میبینم ، صدایم در نمی آید..!
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید..!

نشستم باده خوردم ،
خون گریستم،
کنجی افتادم ..
تحمل میرود اما شب غم سر نمی آید..!
دیدگاه ها (۱)

حر؋ـهاے ما هنوز ناتمام...تا نگاـہ مے ڪنےوقت ر؋ـتن استبازهم ه...

مڹ دیکتاتور نیستم ،انتخاب ڪڹ ؛یا تو براے مڹیا مڹ براے تو.حق ...

نونوایی محلمون وقتی میرهپنجره شو باز میذارهو چندتا نون میذار...

ڪم ڪم، نم نم،دوستم داشتہ باشبگذار سالہاڪش بیاید این عشقولرم ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

🍒🌱من از اقلیم بالایم سر عالم نمی‌دارمنه از آبم نه از خاکم سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط