ای جان من خسته درمانده فدایت

ای جان من خسته درمانده فدایت
من منتظرم بشنوم ازدورصدایت
 
شاید به صدایت کمی آرام بگیرد
این قلب به خون خفته ازجوروجفایت
 
دین و دل و دنیا وهرآن چیز که دارم
رفته به سر زلف پریشان رهایت
 
من راه فراری زحصار تو ندارم
خون من ودل گردن خیل مژه هایت
 
کوچیده ام ازخویش و به سوی تو شتابان
تا بال و پرم را بگشایم به هوایت
 
قلبی که شکسته است دراین مرحله ازعشق
افتاده چنان پیچک سرگشته به پایت
 
عمری ست به دنبال توام خسته و تنها
عمری ست که من می زنم از دورصدایت
 
 دوراز من و بی پاسخ و سردی و همیشه
دیدگاه ها (۳)

آمدی نامه رسان....دیر آمدیدلخوشی ها رفته،..دلگیر آمدیآمدی نا...

مست چشمانت نبودن کار آسانی که نیستجنبه میخواهد،ولی این درد د...

الهی، آفتاب تابانت امروز نیز برآمد از پشت پنجره نگاهم ،تا فر...

دوستت دارم را کجا بنویسم که ماندگار باشد؟روی تن شبنم؟ اگر از...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم ازدورصدایت شاید ...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم ازدورصدایت شاید ...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایت من منتظرم بشنوم از دور صدایت ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط