مثلث عشقی تو و جیمین و جونگ کوک ...
مثلث عشقی تو و جیمین و جونگ کوک p⁴پارت میشه گفت اخر
جیمین تورو رسوند دم در خونتون و تو پیاده شدی یه دفعه جیمین گفت تو کوکی رو دوست داری ؟یه دفعه ای لپات سرخ شد و گفت چرا میپرسی ؟ گفت منم تورو دوست دارم میدونی دیگه ؟ ولی بین ما باید یکی رو انتخاب کنی . گفتی : پس پی دی ... جیمین : نگران اون نباش اون فکر میکنه اعضا اگر قرار بزارن کارشون رو ول میکنن ولی این مشکل بزرگی نیست لازم نیست نگران پی دی نیم باش فقط حس واقعیتو بگو ، کوکی رو دوست داری ؟اگر بگم اره چی میشه ؟ جیمین : از اونجایی که من خیلی مهربونم میکشم کنار میدونی که دلم خیلی بزرگه نه ؟(😔) واقعا میگی ناراحت نمیشی ؟ گفت : همین الان اولین شکست ع ش ق یم ( خودتون بچسبونید کلمات رو بهم من دستم بیشتر از این باز نیست میترسم ملت گزارش بدن ☺) رو خوردم معلومه ناراحتم اما زود فراموشت میکنم تو از روی تشکر و خوشحالی و ناراحتی گریه میکنی و میگی : جیمین خیلی دوستت دارم مثل برادر واقعیم . جیمین میگه تا کوکی از دست نرفته برو بهش بگو دوسش داری سوییچ ماشین رو بهت میده و تو سریع به سمت کمپانی راه میفتی ... جیمین هم خوشحال بود برای کوکی اما توی دلش غوغایی ... میشینه روی پله و سرش رو میزاره روی پاش ...😭😭😭😭😭 ( خودم گریم گرفت از این مظلومیت جیمین😭)
رسیدی دم در کمپانی و همون موقع کوک داشت میومد بهت اعتراف کنه که تو میدویی سمتش ... کوک میگه مگه نباید پیش جیمی... میپری وسط حرفش و میگی با من قرار میزاری ؟ کوکی خندید و گفت تا ابد ازت مراقبت میکنم...😍🙂 جیمین اومد کمپانی و کوک و جیمین همو بغل کردن و جونگ کوک از جیمین تشکر کرد وایییی خدا تموم شد من خودم که خیلی اشک ریختم برای جیمین شما چطور ؟ 😔 ....
جیمین تورو رسوند دم در خونتون و تو پیاده شدی یه دفعه جیمین گفت تو کوکی رو دوست داری ؟یه دفعه ای لپات سرخ شد و گفت چرا میپرسی ؟ گفت منم تورو دوست دارم میدونی دیگه ؟ ولی بین ما باید یکی رو انتخاب کنی . گفتی : پس پی دی ... جیمین : نگران اون نباش اون فکر میکنه اعضا اگر قرار بزارن کارشون رو ول میکنن ولی این مشکل بزرگی نیست لازم نیست نگران پی دی نیم باش فقط حس واقعیتو بگو ، کوکی رو دوست داری ؟اگر بگم اره چی میشه ؟ جیمین : از اونجایی که من خیلی مهربونم میکشم کنار میدونی که دلم خیلی بزرگه نه ؟(😔) واقعا میگی ناراحت نمیشی ؟ گفت : همین الان اولین شکست ع ش ق یم ( خودتون بچسبونید کلمات رو بهم من دستم بیشتر از این باز نیست میترسم ملت گزارش بدن ☺) رو خوردم معلومه ناراحتم اما زود فراموشت میکنم تو از روی تشکر و خوشحالی و ناراحتی گریه میکنی و میگی : جیمین خیلی دوستت دارم مثل برادر واقعیم . جیمین میگه تا کوکی از دست نرفته برو بهش بگو دوسش داری سوییچ ماشین رو بهت میده و تو سریع به سمت کمپانی راه میفتی ... جیمین هم خوشحال بود برای کوکی اما توی دلش غوغایی ... میشینه روی پله و سرش رو میزاره روی پاش ...😭😭😭😭😭 ( خودم گریم گرفت از این مظلومیت جیمین😭)
رسیدی دم در کمپانی و همون موقع کوک داشت میومد بهت اعتراف کنه که تو میدویی سمتش ... کوک میگه مگه نباید پیش جیمی... میپری وسط حرفش و میگی با من قرار میزاری ؟ کوکی خندید و گفت تا ابد ازت مراقبت میکنم...😍🙂 جیمین اومد کمپانی و کوک و جیمین همو بغل کردن و جونگ کوک از جیمین تشکر کرد وایییی خدا تموم شد من خودم که خیلی اشک ریختم برای جیمین شما چطور ؟ 😔 ....
- ۱.۱k
- ۰۶ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط