ا.ت ویو

ا.ت ویو
رفتم سمت دستشویی از یه خانمی گوشی گرفتم تا به یکی زنگ بزنم
زهرا: الو سلام خره کجایی چند وقته نبودی
ا.ت: الان وقت این چیزا نیست شماره ی نامجون و داری
زهرا:نه ولی شماره تهیونگ و دارم
ا.ت: میشه شماره تهیونگ و بهم بدی
زهرا: برا چی
ا.ت: موضوع مهمه فقط بده باشه
زهرا: باشه ..................(مثلا شمارشه)
ا.ت: مرسی
قطع کردم به همون شماره زنگ زدم
بعد چند تا بوق برداشت
تهیونگ: بله شما
ا.ت: تهیونگ
تهیونگ: ا‌.ت خودتی تو الا کجایی هان نامجون خیلی نگرانت
ا.ت:فرودگاه لطفا دیر نکن بیا به همین فرودگاه الان وقت ندارم باید برم هیونجین بهم شک میکنه فقط ترو خدا دیر نکن
تهیونگ: باشه باشه الان میایم
دیدگاه ها (۰)

هیونجین ویورفتم سمت دستشویی که ا.ت داشت با تلفن حرف می‌زد هه...

نامجون ویوصدای تیر اومد برگشتم دیدم ا.ت تیر خورده همه ی مردم...

ا.ت ویورفتم تو اتاقم نشستم رو تخت یکم فکر کردم دراز کشیدم رو...

هیونجین ویواومد پایین شبیه فرشته ها شده بود داشتم بهش نگاه م...

وقتی به اجبار ازدواج کردی و..

part ۴ استاد جذاب من

چند پارتی از نامجون (درخواستی)پارت ⁴)پرش زمانی به آخر هفته)ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط