دست به صورتم نزن !

دست به صورتم نزن !
می ترسم بیفتد . . .
نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد . . .
سیل اشک هایم تو را با خود ببرد . . .
و باز من بمانم و تنهایی . . .
دیدگاه ها (۳)

کسی هرگز نمیفهمد چه بغضی در گلو داریتحمل میکنی دایم-دروغی تل...

‏ﺷﺒﯽ ﮔــــﺮﮔﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ . . .ﺑﺎ ﻻﺷﻪ ﯾﮏ ﺁﻫﻮ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﺑﻪ ...

نه صدایش را نازک می کردو نه دستانش را ” آردی ” . . .از کجا ب...

خنده‌ های تو کودکی‌ام را به من می‌بخشد .و آغوش تو آرامشی بهش...

پارت ۴۱پادزهر پیدا شد.اما یک مشکل وجود داشت.فقط خون من می‌تو...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

آدمیزاد است و دلتنگیهایش...هر اندازه هم قلبش سرد باشد و در د...

دلی گرفته و چشمی به راه دارم منمخواه بی تو بمانم، گناه دارم ...

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

dark life = 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط