بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
متأسفانه چند سالی است که فرهنگ منحط اخباریگری را که تعطیل کنندۀ تفکر وتعقل میباشدبدون آن که نامش را بیاورند، در میان مردم حتی بسیاری از طلاب علوم دینی رواج می دهند! آیا برای هر کاری، حتی مطالعه، بررسی، تفکر و تعقل هم باید به دنبال حدیثی بود که تأییدش کند؟! به عنوان مثال:اگر کسی پرسید: چرا مطالعه و تفکر میکنید؟ پاسخ داده شود: چون در حدیث آمده مطالعه و تفکر کنید!
دین دیگران : واژۀ دینداری دیگران، بهتر از دین دیگران می باشد.
ادیان الهی، یا مکاتب بشری و یا ایسم ها، که هر کدام نوعی دین محسوب میگردند، با دین دیگران متفاوت می باشد؛ چرا که ممکن است افراد نام ادیان گوناگون را حمل کنند، اما واقعاً به آن دین نباشند و در اندیشه، باور و عمل، از دین دیگری را پیروی کنند؛ مانند مسلمانی که اصلاً به فکر سلامت حیات دنیوی و سعادت حیات اخرویش نیست، و تمام همّ و غمّ و تلاش خود را به کسب و انباشت ثروت، قدرت، شهرت و ... اختصاص داده است - یا آن مسیحی که جز ارضای شهوات گوناگون، هدفی ندارد یا آن یهودی که با تعصب شدید، صهیونیست میشود!
پس، دین یک مقوله است و دینداری مردم، مقولۀ دیگری می باشد.
نقد : نقد در لغت، به معنای مطالعه و بررسی موضوع، به منظور شناختن و دیدن نقاط قوت و ضعف و ظاهر کردن آنها میباشد؛ لذا نقد، اختصاصی به نقاط ضعف و بیان آنها ندارد.
اگر پس از دین یک فیلم، یا خواندن یک کتاب و یا مقاله، یا مطالعۀ یک رفتار، با بیان و اظهار نکات مثبت و بسیار عالی و قابل تأمل، از آن تعریف کنید، نقد است، چنان که اگر نکات ضعف، اِشکالها و ایرادهای آن را بیان نمایید نیز نقد میباشد؛ هر چند که در عُرف، نقد را به ظاهر ساختن نقصها و ایرادها میگویند!
نقد ادیان :دین، چه اسلام باشد، چه مسیحیت و یا سایر ادیان الهی،و چه مکاتب بشری و ایسمها،از بودیسم و هندوئیسم قدیمی گرفته، تا نهیلیسم، مارکسیسم، فرویدیسم، داورینیسم، ماکیاولیسم، اومانیسم و ...؛ به مجموعه اعتقادات و باورهایی گفته میشود که ریشه در نوعی جهان بینی دارد.
بنابراین، وقتی انتخاب دین، اختیاری است، نقد ادیان نیز حتمی، ضروری و اجتناب ناپذیر میگردد، وگرنه همه مساوی میشوند و اصلاً انتخابی صورت نمیپذیرد.
در اسلام عزیز به ویژه تشیع، اصول دین تحقیقی می باشد و تقلید در آن، حتی از شخص رسول اکرم و امامان صلوات الله علیهم اجمعین، جایز نمی باشد. یعنی کسی نمی تواند بگوید که من به توحید و معاد ایمان آوردم، چون ایشان چنین گفته اند؛ بلکه هر عاقل و مکلفی، باید به نسبت توان و استعداد خود، بکوشد(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
متأسفانه چند سالی است که فرهنگ منحط اخباریگری را که تعطیل کنندۀ تفکر وتعقل میباشدبدون آن که نامش را بیاورند، در میان مردم حتی بسیاری از طلاب علوم دینی رواج می دهند! آیا برای هر کاری، حتی مطالعه، بررسی، تفکر و تعقل هم باید به دنبال حدیثی بود که تأییدش کند؟! به عنوان مثال:اگر کسی پرسید: چرا مطالعه و تفکر میکنید؟ پاسخ داده شود: چون در حدیث آمده مطالعه و تفکر کنید!
دین دیگران : واژۀ دینداری دیگران، بهتر از دین دیگران می باشد.
ادیان الهی، یا مکاتب بشری و یا ایسم ها، که هر کدام نوعی دین محسوب میگردند، با دین دیگران متفاوت می باشد؛ چرا که ممکن است افراد نام ادیان گوناگون را حمل کنند، اما واقعاً به آن دین نباشند و در اندیشه، باور و عمل، از دین دیگری را پیروی کنند؛ مانند مسلمانی که اصلاً به فکر سلامت حیات دنیوی و سعادت حیات اخرویش نیست، و تمام همّ و غمّ و تلاش خود را به کسب و انباشت ثروت، قدرت، شهرت و ... اختصاص داده است - یا آن مسیحی که جز ارضای شهوات گوناگون، هدفی ندارد یا آن یهودی که با تعصب شدید، صهیونیست میشود!
پس، دین یک مقوله است و دینداری مردم، مقولۀ دیگری می باشد.
نقد : نقد در لغت، به معنای مطالعه و بررسی موضوع، به منظور شناختن و دیدن نقاط قوت و ضعف و ظاهر کردن آنها میباشد؛ لذا نقد، اختصاصی به نقاط ضعف و بیان آنها ندارد.
اگر پس از دین یک فیلم، یا خواندن یک کتاب و یا مقاله، یا مطالعۀ یک رفتار، با بیان و اظهار نکات مثبت و بسیار عالی و قابل تأمل، از آن تعریف کنید، نقد است، چنان که اگر نکات ضعف، اِشکالها و ایرادهای آن را بیان نمایید نیز نقد میباشد؛ هر چند که در عُرف، نقد را به ظاهر ساختن نقصها و ایرادها میگویند!
نقد ادیان :دین، چه اسلام باشد، چه مسیحیت و یا سایر ادیان الهی،و چه مکاتب بشری و ایسمها،از بودیسم و هندوئیسم قدیمی گرفته، تا نهیلیسم، مارکسیسم، فرویدیسم، داورینیسم، ماکیاولیسم، اومانیسم و ...؛ به مجموعه اعتقادات و باورهایی گفته میشود که ریشه در نوعی جهان بینی دارد.
بنابراین، وقتی انتخاب دین، اختیاری است، نقد ادیان نیز حتمی، ضروری و اجتناب ناپذیر میگردد، وگرنه همه مساوی میشوند و اصلاً انتخابی صورت نمیپذیرد.
در اسلام عزیز به ویژه تشیع، اصول دین تحقیقی می باشد و تقلید در آن، حتی از شخص رسول اکرم و امامان صلوات الله علیهم اجمعین، جایز نمی باشد. یعنی کسی نمی تواند بگوید که من به توحید و معاد ایمان آوردم، چون ایشان چنین گفته اند؛ بلکه هر عاقل و مکلفی، باید به نسبت توان و استعداد خود، بکوشد(ادامه دارد...)
- ۵۶
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط