love Between the Tides

love Between the Tides¹¹

(موضوع: سوالات شخصی)

جلسه خصوصی

در این جلسه، پس از حل یک مسئله پیچیده ، ا/ت قلمش را روی میز گذاشت و این بار مستقیم به هدف زد.
ا/ت:«استاد، این سری‌ها واقعاً پیچیده‌اند. گاهی فکر می‌کنم اگر کسی این همه انرژی را صرف درک کامل یک فرمول کند، برای چه کسی این کار را می‌کند»
دوباره پرسید.
ا/ت:«منظورم این است که شما این همه عاشق ریاضی هستید. آیا این عشق، فضای دیگری را برایتان باقی می‌گذارد؟»
تهیونگ که مشغول جمع‌آوری کاغذها بود، مکث کرد.
تهیونگ:«منظورت چیه؟»
ا/ت:«خب، آیا دوست دختر دارید؟» سوال آنقدر ناگهانی و خارج از بحث ریاضی بود که فضای اتاق را منجمد کرد.
تهیونگ بدون اینکه نگاهش را از کاغذها بردارد، پاسخ داد:
تهیونگ:«نه، ندارم.»
ا/ت از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجید. ا/ت:«واقعاً؟ خب، اگر قرار بود داشته باشید، دوست داشتید با چه نوع دختری باشید؟ کسی که او هم عاشق نظریه اعداد باشد یا کسی که کاملاً از آن متنفر باشد و شما را مجبور کند در مورد آن توضیح دهید؟"»

تهیونگ بالاخره کاغذها را کنار گذاشت و با نگاهی کاملاً بی‌حالت به ا/ت خیره شد.
تهیونگ:«ا/ت، ما اینجا هستیم تا درباره ریاضی صحبت کنیم. من اصلاً به این چیزها فکر نمی‌کنم. من علاقه ی زیادی به تدریس ریاضی دارم. این برای من تمام است.»

ا/ت نتوانست لبخندش را کنترل کند و با لحنی که سعی داشت شوخی به نظر برسد، گفت:
ا/ت:«فکر می‌کنم اولین رکورد گینس را بزنید؛ کسی که با یک فرمول ازدواج کرده است.»
این شوخی، همانطور که پیش‌بینی می‌شد، به مذاق تهیونگ خوش نیامد. ابروهایش کمی در هم رفت. "
تهیونگ:«من قصد دارم ازدواج کنم، ا/ت. اما در زمان و با کسی که مناسب باشد این موضوع را فعلاً کنار بگذار.»
ا/ت:«"درسته... ببخشید. فقط... یک سوال آخر. چند سالتونه استاد؟"»

تهیونگ نفس عمیقی کشید، گویا در حال محاسبه بود که آیا عصبانیت از این سوال غیرضروری، ارزش به خطر انداختن پیشرفت ا/ت را دارد یا نه.
تهیونگ:«لطفا تمومش کن»
ا/ت:«ببخشید ادامه بدیم ولی شما خیلی کمتر از سنتون میخورید»
تهیونگ:«وقتی میدونی چندسالمه چرا میپرسی؟»
ا/ت:«نمیدونم فقط حدس زدم حالا فراموش کنید ادامه بدیم»....
آنها بقیه جلسه را با تمرکز کامل سپری کردند،

#فیک
#سناریو
#taehyung
#تهیونگ
#فیکشن
#رمان
#عشق_بین_جزر_و_مد
دیدگاه ها (۱۳)

love Between the Tides¹²(ستاره شب) ا/ت در اتاق خوابگاه نشسته...

love Between the Tides¹³(شما به جای من موضوع این پارت رو تو ...

love Between the Tides¹⁰(موضوع: موفق شدن در قدم اول/جلسه اول...

love Between the Tides⁹(موفق شدن در قدم اول) تهیونگ: «برو.» ...

love Between the Tides⁷¹یک ساعت بعدچشمانم را باز کردم دیدم ب...

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

love Between the Tides⁷³من میرفتم عقب و اون نزدیک تر که خورد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط