حکایتی شیرین از لنگ نامه :

حکایتی شیرین از لنگ نامه :

در دوران بی سرو سامانیان روزی یک عدد لنگی به پیش وی آمد و گفت :

ای وی مرا طرفداری از پرسپولیس می باشد و 2 ستاره تاج سال هاست مرا بس
سوخته است !!!

مرا گوی چون کنم ؟!!!

وی گفت :

تو را پندی دهم آویزه گوش کن ! تیم نا تیم شما تا ابد در آسیا قهرمان نخواهد شد !!!

پس بیهوده تلاش مکن و به جای آن به نزد سوزنامه خود رو (روزنامه لنگ) و از آن ها بخواه با شانتاژ و سر و صدا و حرف های مفت !!! قهرمانی ها و ستاره های تیم رقیب را بی ارزش جلوه دهد !!!

و لنگی چنین کرد !!!

اما سال ها گذشت و این ترفند به کار نامد !!!

باز لنگی نزد وی آمد و به اعتراض گفت :

ای وی !!! آن چه مرا آموختی هیچ به کار ناید چرا که مردم فوتبال را فهمیده و گول حرف های مفت روزنامه ما را نخورند !!!

وی گفت : پس حرف مفت مزن که راهی دیگر ندانم !!!

راه همان بود که گفتم !!! تو تا ابد نتوانی در آسیا قهرمان شوی پس ستاره را فراموش کن !!!

و به جای آن بیا و ساندیس و ساندویچ نوش کن !!!

و آن دو چنین کردند !!!

و این قصه ادامه دارد ..........
دیدگاه ها (۱)

داستان راستان ...

چند حدیث شریف در مورد اهمیت «نگه داشتن زبان» اولیت و اولویت...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

وینسیوس روانی شد: آردا گولر - ببینید چرا!

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 18همه به صفحه‌ی لپ‌تاپ خیره شده بودند.چراغ قر...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط