پارت ۱۳۴ ☆
پارت ۱۳۴ ☆
جاذبه ی چشمات ☆......از زبون بیتا .......
گوشیو جواب نداده قطع کردم
من :بیا بریم سمت رها و رادین
پرهام :باشه ولی تو چرا ناراحتی
من. :من ناراحت نه بابا
یه لبخند الکی زدم
پرهام :بیتا
من :جانم ؟
پرهام با یه اخم نگام کرد :بخاطر کامیار حق نداری ناراحت شی مگرنه
وسط حرفش پریدم :آخه ازش بدم میاد متنفرم و همش میاد جلو چشم
پرهام حرفی نزد و ساکت شد
جلوتر رفتیم که رها و رادین رو دیدیم داشتن واسه خودشون میخندیدن و بستنی میخوردن
رفتیم طرفشون که پرهام غیبش زد
رها:بیتا پرهام کو ؟
من :نمیدونم
رها :چت کی کشتیاتو غرق کرده هرکی ناراحت کرده بگو عکس بده جنازه تحویل بگیر
با حرفش خندم گرفت و زدم زیر خنده که پرهام با دوتا بستنی کاکائویی نشست پیشم
پرهام :میگن بستنی یه حس خوبی به دادم میده
که آروم کنار گوشم گفت :ولی هیچ حسی من داشتن و پیش تو بودن خوب نیست
با قند تو دلم آب شد داشتم بهش نگاه میکردم
که گفت :نمیخوری ؟
من :چیو ؟
پرهام :نگاه به دستام بنداز میفهمی
زدم زیر خنده و بستنی ازش گرفتم و شروع کردم به خوردن
بعد بستنی بلند شدیم ادامه ی خرید که بعد من و رها گفتیم خستمونه و رفتیم خونه
رسیدیم خونه که سینا دم در خونه بود
رها دم گوشم :اون عوضی اینجا چه غلطی میکنه
من :نمیدونم نگاش نکن
رادین با صدای بلند رو به سینا گفت :بفرما اینجا چی میخوای
سینا :زنمو میخوام
رادین :چی زنت کیه ؟
سینا:رها رو میخوام
رادین :خفه شو تا نزدم دهنتو پر خون کنم
سینا :خفه نمیشم رها زن منه و مال خودمه
که رادین یه مشت محکم زد تو دهنش و یقشو گرفت و چسبوند به دیوار
پرهام :داداش صبرکن زنگ بزنم بیان جمش کنن اینو
رادین :خودم آدمش میکنم که دیگه مزاحم رها نشه
سینا با دست زد تو صورت رادین و گفت :خفه تو باید جم بشی که دنبال ناموس مردمی
رادین :جوش آورد که گرفت زدش
شرو کردن کتک کاری و دعوا که پرهام هرکاری کرد نتونست جداشون کنه
که رها داشت میرفت جلو
دستشو گرفتم :کجا میری ؟
رها :ولم کن یلحظه کار دارم
که رها رفت سمت رادین و سینا که از کتک زدن هم دیگه دست کشیدن که رها یکی بدجور محکم زد تو گوش سینا و گفت :اونیکه بیشعوره و نفرت انگیزه تویی تویی که مزاحم من میشی تویی که ازت متنفرم
سینا :رها ولی من
تا اومد بگه عاشقتم رها با داد گفت :خفه شو نمیخوام صداتو بشنوم نمیخوام
سینا :ولی من میخوام بشنوم تو مال خودمی نه این آشغال
این دفعه پرهام جوش آورد و گرفتش و گفت :.............؟
چطوره ؟همه کامنت
(بابت تاخیر هم معذرت یه مشکلی پیش اومده بود نتونستم پارت بزارم )
جاذبه ی چشمات ☆......از زبون بیتا .......
گوشیو جواب نداده قطع کردم
من :بیا بریم سمت رها و رادین
پرهام :باشه ولی تو چرا ناراحتی
من. :من ناراحت نه بابا
یه لبخند الکی زدم
پرهام :بیتا
من :جانم ؟
پرهام با یه اخم نگام کرد :بخاطر کامیار حق نداری ناراحت شی مگرنه
وسط حرفش پریدم :آخه ازش بدم میاد متنفرم و همش میاد جلو چشم
پرهام حرفی نزد و ساکت شد
جلوتر رفتیم که رها و رادین رو دیدیم داشتن واسه خودشون میخندیدن و بستنی میخوردن
رفتیم طرفشون که پرهام غیبش زد
رها:بیتا پرهام کو ؟
من :نمیدونم
رها :چت کی کشتیاتو غرق کرده هرکی ناراحت کرده بگو عکس بده جنازه تحویل بگیر
با حرفش خندم گرفت و زدم زیر خنده که پرهام با دوتا بستنی کاکائویی نشست پیشم
پرهام :میگن بستنی یه حس خوبی به دادم میده
که آروم کنار گوشم گفت :ولی هیچ حسی من داشتن و پیش تو بودن خوب نیست
با قند تو دلم آب شد داشتم بهش نگاه میکردم
که گفت :نمیخوری ؟
من :چیو ؟
پرهام :نگاه به دستام بنداز میفهمی
زدم زیر خنده و بستنی ازش گرفتم و شروع کردم به خوردن
بعد بستنی بلند شدیم ادامه ی خرید که بعد من و رها گفتیم خستمونه و رفتیم خونه
رسیدیم خونه که سینا دم در خونه بود
رها دم گوشم :اون عوضی اینجا چه غلطی میکنه
من :نمیدونم نگاش نکن
رادین با صدای بلند رو به سینا گفت :بفرما اینجا چی میخوای
سینا :زنمو میخوام
رادین :چی زنت کیه ؟
سینا:رها رو میخوام
رادین :خفه شو تا نزدم دهنتو پر خون کنم
سینا :خفه نمیشم رها زن منه و مال خودمه
که رادین یه مشت محکم زد تو دهنش و یقشو گرفت و چسبوند به دیوار
پرهام :داداش صبرکن زنگ بزنم بیان جمش کنن اینو
رادین :خودم آدمش میکنم که دیگه مزاحم رها نشه
سینا با دست زد تو صورت رادین و گفت :خفه تو باید جم بشی که دنبال ناموس مردمی
رادین :جوش آورد که گرفت زدش
شرو کردن کتک کاری و دعوا که پرهام هرکاری کرد نتونست جداشون کنه
که رها داشت میرفت جلو
دستشو گرفتم :کجا میری ؟
رها :ولم کن یلحظه کار دارم
که رها رفت سمت رادین و سینا که از کتک زدن هم دیگه دست کشیدن که رها یکی بدجور محکم زد تو گوش سینا و گفت :اونیکه بیشعوره و نفرت انگیزه تویی تویی که مزاحم من میشی تویی که ازت متنفرم
سینا :رها ولی من
تا اومد بگه عاشقتم رها با داد گفت :خفه شو نمیخوام صداتو بشنوم نمیخوام
سینا :ولی من میخوام بشنوم تو مال خودمی نه این آشغال
این دفعه پرهام جوش آورد و گرفتش و گفت :.............؟
چطوره ؟همه کامنت
(بابت تاخیر هم معذرت یه مشکلی پیش اومده بود نتونستم پارت بزارم )
- ۱۰.۹k
- ۱۳ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۷۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط