نگرانم

نگرانم
وطن!
چه خواهی شد؟
این خزان دست بر نمی‌دارد
و بهار و خدا ز ما دورند
نگرانم
وطن!
چه خواهد شد؟
ملتی در تو سخت می‌گرید
ملتی در تو سخت مجبورند...
وطن، ای مادر، ای ستم‌دیده!
پیکرت زخمی است و غمگینی
که بغل می‌کنیم و چون کوهی
گرچه درد خزان به دل داری
گرچه داغ هزارها فرزند
و خزر تا جنوب، مجروحی...
نگرانم
وطن!
چه خواهد شد؟
ما از این زخم‌ها نمی‌میریم؟
تو از این زخم‌ها نخواهی‌مرد؟!

#ایران #وطن
دیدگاه ها (۰)

باد و بارانِ چند روزه، آلودگی‌ها را شسته و چهره‌ی کوه‌ها را ...

حالم حالِ صبح نیشابور است به وقت حمله‌ی مغول. فرزندم را در ت...

سال‌هاست برای هم می‌نویسیم: «سال خوبی باشه برامون »و هر بار،...

حساب روزها از دستم در رفته. شوخی کردم. حساب همه چیز از دستم ...

نگرانموطن!چه خواهی شد؟این خزان دست بر نمی‌داردو بهار و خدا ز...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ ات ناراحت  : منظورت اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط