#چانمین
#چانمین
part:3
سونگمین بلند شد و به سمت اشپزخونه رفت، داشت اب میخورد که دستای چان از پشت کمرشو حلقه کرد
سونگمین: چیکار میکنی؟
چان: فیلمه خیلی بد روم تاثیر گذاشته
سونگمین: بیا اب بخور خوب میشی
چان: نه اب نمیخوام
سونگمین: خب چیکار کنم؟
که چان سونگمین و برگردوند
چان: فقط یه کار میتونی برام انجام...
که سونگمین حرفشو با لباش قطع کرد.
چان از حرکت سونگمین خشکش زده بود. که سونگمین
سونگمین: میخوای پشیمونم کنی
چان: چی...نه..فقط..یه ذره
سونگمین: یه ذره چی؟
چان:(لبخند زد) خیلی شیطونی
و بعد دستشو پشت سر سونگمین برد و سونگمین و به طرف جلو هدایت کرد و لباشو به لبای خودش چسبوند.
شروع به مک زدن کرد
part:3
سونگمین بلند شد و به سمت اشپزخونه رفت، داشت اب میخورد که دستای چان از پشت کمرشو حلقه کرد
سونگمین: چیکار میکنی؟
چان: فیلمه خیلی بد روم تاثیر گذاشته
سونگمین: بیا اب بخور خوب میشی
چان: نه اب نمیخوام
سونگمین: خب چیکار کنم؟
که چان سونگمین و برگردوند
چان: فقط یه کار میتونی برام انجام...
که سونگمین حرفشو با لباش قطع کرد.
چان از حرکت سونگمین خشکش زده بود. که سونگمین
سونگمین: میخوای پشیمونم کنی
چان: چی...نه..فقط..یه ذره
سونگمین: یه ذره چی؟
چان:(لبخند زد) خیلی شیطونی
و بعد دستشو پشت سر سونگمین برد و سونگمین و به طرف جلو هدایت کرد و لباشو به لبای خودش چسبوند.
شروع به مک زدن کرد
- ۳۰۱
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط