سال رویایی
سال رویایی
پارت ۱۸
[سهمی] دیشب همونجا موندم. الان صبح شده.
سهمی: دیگه باید برم
سونگمین: کجا؟
سهمی: تو اینجایی چرا؟
سونگمین: (خنده) چرا نباشم.
سهمی: حالا بیخیال. دادم میرم خونه ی خودم.
سونگمین: باشه.
سهمی: خب خدافظ.
سونگمین: خدافظ فردا میبینمت.
[سهمی] رفتم بیرون. حوصله نداشتم پیاده برم، برای همین تاکسی گرفتم. رسیدم خونه. در رو باز کردم و رفتم تو.
سهمی: خستم.
ههاین: دیشب کجا بودی؟
سهمی: هوی ترسیدم.
ههاین: ببخشید. (لبخند) حالا کجا بودی؟
سهمی: خونه ی اونا.
ههاین: نچنچنچ بدون اجازه رفتی.
سهمی: خب خسته بودم. حالا بیخیال تو اینجا چیکار میکنی؟ چرا نمیری خونه ی خودت؟
ههاین: مگه مشکلیه.
سهمی: آره مشکل دارم. حالا با اون دوتا چیکار کردی؟
ههاین: کدوما؟ آهان اونا رو میگی. هیچی...
چطوره؟؟😅
پارت ۱۸
[سهمی] دیشب همونجا موندم. الان صبح شده.
سهمی: دیگه باید برم
سونگمین: کجا؟
سهمی: تو اینجایی چرا؟
سونگمین: (خنده) چرا نباشم.
سهمی: حالا بیخیال. دادم میرم خونه ی خودم.
سونگمین: باشه.
سهمی: خب خدافظ.
سونگمین: خدافظ فردا میبینمت.
[سهمی] رفتم بیرون. حوصله نداشتم پیاده برم، برای همین تاکسی گرفتم. رسیدم خونه. در رو باز کردم و رفتم تو.
سهمی: خستم.
ههاین: دیشب کجا بودی؟
سهمی: هوی ترسیدم.
ههاین: ببخشید. (لبخند) حالا کجا بودی؟
سهمی: خونه ی اونا.
ههاین: نچنچنچ بدون اجازه رفتی.
سهمی: خب خسته بودم. حالا بیخیال تو اینجا چیکار میکنی؟ چرا نمیری خونه ی خودت؟
ههاین: مگه مشکلیه.
سهمی: آره مشکل دارم. حالا با اون دوتا چیکار کردی؟
ههاین: کدوما؟ آهان اونا رو میگی. هیچی...
چطوره؟؟😅
- ۱.۷k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط