رمان مهر و موم شده با عشق از کتایونح

رمان مهر و موم شده با عشق از کتایون.ح

نام کتاب: مهر و موم شده با عشق

نویسنده: کتایون.ح

ژانر: عاشقانه، اجتماعی

خلاصه‌ی از داستان:

ماجرا از جایی شروع می شود که ریتا در آغاز ۱۸سالگی به کشور زادگاهش برگردانده میشود و پدربزرگ ثروتمندش خودرا از او پنهان نگه میدارد.او باید طبق قرارداد ۶ سال از عمرش را در این کشور بماند.

پیشنهاد ما
رمان آلاله |f_nassari کاربر انجمن نودهشتیا
رمان ایستگاه آخر |آتریسا کاربر انجمن نودهشتیا

حالا با بازگشت او از گوشه و کنار زمزمههایی از اتفاق مجدد به گوش میخورد و این آغاز درگیریهای ذهنی او با خودش وخانوادهای که در حال حاضر اطراف او گارد بستهاند تا او را از خطرهای احتمالی محافظت کنند و همینطور والدینش است…

پدر و مادر او رازهایی را با خود به گور بردهاند که او مصرانه در صدد کشف آن رازها بر میآید وهمانجا قسم میخورد تا پایان کشف ماجرا آرام ننشیند.
قسمتی از متن رمان مهر و موم شده با عشق

چشم‌هاش ‌از خواب می‌سوخت. به ساعتش نگاهی انداخت. چند دقیقه به سه صبح مانده بود. دستی به پیشانی عرق کرده‌اش کشید. «خدای من امشب چقدر گرمه! پس کجاست؟ داره دیر می‌شه.» با خودش زمزمه می‌کرد. صدای خِش خشی از پشت سرش شنید و کمی بعد شبح سیاه رنگی از پشت بوته‌ها نمایان شد.
– اوه خدای من… ! دیرکردی… بجنب…
– چه‌جوری از دستش خلاص شدی؟
– به سختی… اصرار داشت همین امشب بهش جواب بدم… لعنتی! بهش گفتم فردا صبح حتما” جوابم رو می‌دم
– پس باید فردا صبح ناامید از خواب بیدار بشه… بزن بریم.

– سه تا نگهبان سمت راست با اسلحه دارن می‌چرخن و دوتای دیگه هم کنار دیوار در حال چرت زدنن.
– خوبه… از روی سیم‌های خاردار… اون‌طرف… پشت دریاچه… فرار می‌کنیم. مدارک رو کجا گذاشتی؟
– چیزی که بخوام مخفیش کنم نیست.

زن خوشحال بود از اینکه قبل از فرارش فرصت پیدا کرده تا لباس راحت‌تری بپوشد. نگاهی به پشت سرش انداخت و در تاریکی شب پشت سر مرد دوید. خوشبختانه آن‌شب خبری از نور مهتاب نبود؛ ولی به اندازه‌ی کافی نورافکن‌ها فضای باغ را نورانی می‌کردند. https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%87%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%b4%d9%82/
دیدگاه ها (۱)

نام رمان : هیپوکسینویسنده : افسانه علیزادهژانر : عاشقانه | ت...

خلاصه داســـــتان: که آدمی را وادار به تغییر کند! این ، نمای...

نوشته افسون امینیانخلاصه :قصه ی دختری است به اسم پریناز که ت...

نام کتاب: ناقوسبه قلم: نجمه کاملژانر: ماورائی، ترسناکخلاصه:ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط