فراموش نخواهیمکرد درد را که تا مغز استخوانهامان رسیده

- فراموش نخواهیم‌کرد درد را که تا مغز استخوان‌هامان رسیده‌بود، مرگ را که پشت شیشه‌ ایستاده‌بود و نگاهمان می‌کرد. ما فراموش نخواهیم‌کرد زخم‌هایی که از خودی خوردیم و سلاحی که با دستانی آشنا هربار یکی از ما را نشانه می‌گرفت. ما فراموش نخواهیم‌کرد که در پیکار با زمین و زمان بودیم برای ساده‌ترین حقوق زیستن، که کسی به فکر ما نبود، که هیچ‌کس به فکر ما نبود،
ما فراموش نخواهیم‌کرد.
دیدگاه ها (۰)

والا همچین گوه خاصی هم نیستی

اونقدر خوشم میاد وقتی از من بدش میاد ولی از پستای من اصکی میره

تو فقط با کارات ثابت کردی که لیاقتت همون سطل آشغاله

اوکی ولی من واقعا دیگه خیلی خستم حس میکنم توانی برام نمونده واس موندن دیگه هیچ جونی واسم نمونده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط