خواستم از خاطراتت

خواستم از خاطراتت
،تلخی اش را کم کنم

خاطرم آمد صدایت،
بی هوا بغضم گرفت

دست بر قابی زِ عکست
روی دیوار آورم

یادم آمد،چشمهایت
،بی هوا،بغضم گرفت
دیدگاه ها (۲۳)

آنقدر که تو را مےخواهم بودن خودم را نمیـخواهمچقدر زیباست این...

🌹 "زن" تکثیر می شود پشت تمام پنجره هاوقتی تکه ای ازقلبش جا ...

گاه مےپُرسَم: ڪجاےِزندگےﺍﺕ بودمڪہ شبانہِ روز ...

✘ گـــاهـــی بایــــد گذشتــــــ ✘ تا بقیــــــہ ✘ بــــہ او...

پاپوش

درمانگر عشق. پارت۴۳

تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط