"بنام مادر"

"بنام مادر"

پـا به پـای غـم من پیـر شـد و حـرف نـزد...!!!
داغ دیـد از من و تبخـیر شـد و حـرف نـزد...!!!
شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب.!!!
شب بـه شب آمـدنـم دیـر شد و حـرف نزد.!!!
غصـه میخـورد کـه مـن حـال خـرابـی دارم...!!!
از همین غصـه ی من سیـر شـد و حرف نزد!!!
وای از آن لحظه کـه حرفـم دل او را سوزاند!!!
خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد!!!
صورت پر شده از چین و چروکش یعنی!!!
مادرم خستـه شـد و پیـر شـد و حرف نزد •••!!!

درود بر مادران ایران زمین
دیدگاه ها (۹)

با دل دیوانه من یار باشی محشراستمن بیایم خانه ات بیدار باشی ...

سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن بود "خشت...

بودن دلیل میخواهد...وماندن دلیل محکمتر....نمیشود بی دلیل مان...

... چه بس زیبا بگفت ان شاعر شعر ... کاش دلتنگی نیز نام ...

عشقی دوباره²p²²@(جیغ)تو کی هستی؟_اجوما+خفه شو وگرنه یه گلوله...

« وسواس مافیا »پارت ۶: حقیقتی که بوی باروت می‌داد بارون هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط