با دلم با دل تو

با دلم با دل تو
پای بر سینه ی این راه زدیم
پای کوبان، دست در دست گذر می کردیم
گویی اما ته این راه دراز
دزد شبگیر جنون منتظر است
من و عشق و تو و این راه دراز
همه روز و همه شب
در پی یافتن سایه درختی ، آبی
در سکوت غم تنهایی خویش
بین هر ثانیه را
لا به لای سخن و قافیه را می گشتیم
در غم عشق تو مردم اما
این صدای ضربان و تپش قلب ره عشق هنوز
از قدمهای بلند من و توست



#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

⁣آن کهنه درختم که تنم زخمی برف استحیثیت این باغ منم ، خار و ...

#کـم_مبــاد#از_خـانه_دل#پـای ♣ تــᵇ❤ ᵗــو♣

به هیچ جام دگر نیست حاجت ای ساقی!که مست مستم از آن جرعه ی نخ...

⁣عمری ست تا از جان و دل ، ای جان و دل می خوانمتتو نیز خواهان...

🌱🍒پیکر تراش پیرم و با تیشه ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفری...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۰۲شب سئول ساعت ۸ ..گرم مربوط به نرم...

ای روزهای خوب که در راهید!ای #جاده های گمشده در #مه !ای روزه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط