غمگینم

غمگینم
مثل دخترکِ دل گم کرده
در پریشانی کوچه ها ،
مثل آفتابِ پشت ابر ،
مثل برگِ رقصان در دست باد ،
مثل یک بغضِ سنگین
که به حنجره ام چنگ می زند ،
مثل ماهیِ افتاده در خاک
که هر چه فریاد می زند
صدایی از او به گوش نمی رسد .
دیگــــر
از پس دلتنـگی هایم بر نمی آیم ،
می خواهم دوستت نداشته باشم
اما نمی توانم ،
و این تنها جایی ست
که خواستن توانستن نیست .
مـــاهِ من
کمی سرت را بیشتر بچرخان ،
زمین این روزها آفتاب کم دارد .
دیدگاه ها (۴)

چه سرد می شود آهی اثر نداشته باشدسلام، پاسخ گرمی اگر نداشته ...

هیچ دانی که مرا طاقت اندوه تو نیستگر چه در خاطر تو هیچ نمی د...

وقتی" عقیده"،"عقده"خوانده می شود...و نورچراغ در آب، مهتاب تل...

"ﺁﺩﻣﻬﺎ "ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪ...ﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺕ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺕ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط