یادمه یه ‌بار خیلی از دستش ناراحت شدم، اونقدر که نمیتونم

یادمه یه ‌بار خیلی از دستش ناراحت شدم، اونقدر که نمیتونم بگم چقدر!
اما باز برای اینکه دلم براش تنگ شده بود گفتم:
از دست من ناراحتی..؟!
آدما چقدر وقتی یکی رو دوست دارن،
بی‌دفاع میشن..
دیدگاه ها (۳)

یه جا خوندم نوشته بود:درسته ما پایان قشنگی نداشتیم، اما داست...

📝نسبت بستنی یخی با ازدواج و عشق بستنی یخی اون قشنگی و سفتیش...

چه کنمآهوی جانمسر صحرای تو دارد..#مولانا‌

خیالت کافی‌ستتا وسط این گرماو در صحرایی که انتها ندارد،بی‌نی...

میخوام براتون یه داستان کوتاه بگم که همین امروز اتفاق افتاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط