آری می توان عاشق بود

آری می توان عاشق بود
مردم شهر ولی می گویند
عشق یعنی رخ زیبای نگار!
عشق یعنی خلوتی با یک یار!
یا به قول خواجه
عشق یعنی لحظه ی بوس و کنار!
من نمی دانم چیست
اینکه این مردم گویند....
من نه یاری نه نگاری نه کناری دارم....
عشق را اما من
با تمام دل خود می فهمم!
عشق یعنی رنگ زیبای انار. . .
دیدگاه ها (۱)

خواهم به فدای دلت ای یار بمیرم صد جام شراب خورده خمار بمیرما...

در کوچه های شهر شما پرسه می زنمدیوانه وار سر به هوا پرسه می ...

پرنده شد به هوایتدل پریشانمتودانه ریز برایشڪه بی تو میمیرد ....

شانه هایت را آماده کنکه ملودیِ سخت انتظاربار دیگرآسمانِ دلم ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

پروانه جان

P : 2

پارت ۲۲:

این موضوع، وزنِ سنگینی را به تنهایی بر دوشِ هر پنج نفر اضافه...

🧁 پارت بیست و سوم | آغازِ یک رؤیای مشترکیک ماه از خواستگاری ...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت چهاردهم | حسِ ناشناختهروزهای...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

Covenant of Blood and Silk

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط