وقتی دلت بگیرد، دیگر فرقی نمی کند کجا باشی! دلت می خواهد

وقتی دلت بگیرد، دیگر فرقی نمی کند کجا باشی! دلت می خواهد که فقط بباری ...
اما
گاهی به بهانه غرور به دنبال جایی هستی که هیچکس نباشد!
زیر باران، قدم زدن در یک خیابان بی انتها و یا تنها راندن در یک مسیر مشخص با گوش دادن به یک ترانه پر از غم و یا حکایت بالش خیس در پی جاری شدن اشک های شبانه ...
و حتی گاهی هم هر چقدر که غرور داشته باشی، میان هجمه نگاه ها که بغضت بگیرد، سر بر می گردانی، سکوت می کنی و لمس اشک هایی که نمی خواهی آشکار گردد ...
دیدگاه ها (۱)

وقتــــــــــــی آغـــــــــوشت را به روی آرزوهایم باز می کن...

فرقی نداردچه ساعت از شبانه روز باشدصدایت را که می شنومخورشید...

درد بی درمان شنیدی؟حال من یعنی همین!بی تو بودن، درد دارد! می...

تمام تو مال من استو من خودخواهمدر مالکیت تو...من لجبازمدر دو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --¹ــ صدامو می شنوی ؟ موهات شبیه کیک خامه‌ای صورتی ش...

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞¹شب از نیمه گذشته بود.شما هنوز برنگشته بودین خو...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

نمیبخشمت p.22

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط