زیر نور ماه 🎑

زیر نور ماه 🎑
Part : 4
گندم ویو :
متوجه خنده های ریزش شدم پس بهش گفتم : « از خنده هات معلومه حالت خوب شده پس باشو برو بیرون .»
بعد از چند دقیقه دوتا دست دور کمرم حلقه شد و صورتشو توی موهام فروکرد
تقربیا سکته زده بودم که بهم گفت نترس منم . خب به درک که تویی ( ببخشید ارمی های عزیزم )
کوک ویو :
داشتم میخندیدم که بهم گفت« از خنده هات معلومه حالت خوب شده پس باشو برو بیرون .» دلم خواست بغلش کنم پس پاشدم رفت توی اشپز خونه ی خونش و دستام رو دور کمرش حلقه کردم . موهاش بوی خوبی میداد سرم فروکردم تو موهاش و بو کشیدم . دست از کار برداشت و برگشت سمتم .
گندم ویو :
توی بغلش احساس ارامش داشتم چند ثانیه هیچ حرکتی نکردم . یعنی فکر کنم عاشق شدم ! دست از کاری که انجام میدادم برداشتم و برگشتم سمتش بهش گفتم :« هنوز هم ازت دلیل میخوام که چرا منو بوسیدی ؟»
کوک ویو :
هیچ کاری نکرد ! وادفاز یعنی اونم عاشق منه ؟ مگه میشه مگه داریم ! واوووووو
داشتم خوشحالی میکردم که با سوالش رید تو ذوقم چرا منو بوسدی اخه اینم شد سوال خودت بفهم دیگه .
پشتم رو کردم طرفش و بهش گفتم هنوزم دستم زخمیه هااااااا از مریض هم کسی سوال میپرسه مگه ؟
گندم ویو :
همه چیز با نگاه کردن به صورتش یادم میرفت دلم میخواست بشینم نگاش کنم منتظر جواب سوالم بودم که برگشت اون ور و گفت هنوزم دستم زخمیه هااااااا از مریض هم کسی سوال میپرسه مگه ؟ به کل یادم رفته بود دلیل اومدنش به اینجا چیه ؟
بهش گفتم :« خیلی شانس داری که یه پرستار رو بوسیدی.»
بزار به همکارم زنگ بزنم بگم بیاد یکاریت کنه .
مکالمه گندم با همکارش :
گندم :سلام عزیزم
تهیونگ : سلام قشنگ ترین مادمازل دنیا
گندم : عه اینطوری صدام نکن همون بیبی گرل خوبه 😉
تهیونگ : چشم بیبی گرل من
گندم : هی میگم ته ته جونم ؟
تهیونگ : جانم چی شده ؟
گندم : هیچی میگم وقت داری الان بیای خونه من یا نه !
تهیونگ : باشه چشم الان میام .
گندم :اها یادم رفت بگم وسایل جراحیت هم بیار یکی تو خونه من تیر خورده 😁
تهیونگ : زندگیم الان خودت خوبی ؟
گندم : نگران نباش عزیزم اون نفر یه جا دیگه تیر خورده من پیداش کردم اوردمش خونه خودم‌ ‌.
تهیونگ : اها پس من دارم راه می افتم .
گندم : منتظرتم مستر کیم جونم
تهیونگ : زبون نریز دختری که قراره مال من بشه .
گندم : خب دیگه میبینمت .
تهیونگ : مواظب دخترم باش تا من بیام .

خب بیبی گرل های مین یونجی بمونید تو خماری همون طور که مستر کیم گفتند مواظب خودتون باشید تا پارت 5
در ضمن گزارشمم نکنی ممنون میشم.
ممنونم از چرت و پرتام حمایت کردید .
دیدگاه ها (۰)

زیر نور ماه 🎑Part : 5 کوک ویو : نشستم روی مبل تا به همکارش ب...

زیر نور ماه 🎑Part : 3 کوک ویو :مطمئن بودم اون بدبختی که بوسی...

زیر نور ماه Part : 2 گندم ویو : داشتم به نور های شرکت جئون ن...

عشق در تاریکی پارت: ۱۰• چی میگن باهم _ ها هیچی •صحیح * خب بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط