برایت سیب می چینم

برایت سیب می چینم
برایت می شوم دربند
به شرطی که میان باغ پُرنیرنگ این دنیا
ببندی چشمهایت را به روی هر درختی که بسویت می زند لبخند
دیدگاه ها (۳)

"حکایت عاشقانه های سال های دور"اگر من و تو آدمای شصت، هفتاد ...

همیشه سخت ها را می خواهیم؛پر رنگها را می بینیم؛و صداهای بلند...

•| وقتے پروفایلَمو سیاه کردمـ•| یا یہ عکس دپ گذاشتم •| بِدون...

یک دوستت دارم بگو حال کلمات خوب شود میخواهم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط