شب جمعه دلم را می سپارم

شب جمعه دلم را می سپارم
به دستان قنوت زایرانی
که در کرب و بلا سکنی گزیدند
................................................

شب جمعه که ذکر یا حسین است
به لب های زمین و آسمان ها
چه لذت دارد آن شش گوشه ات را
بگیریم در بغل فرزند زهرا
دیدگاه ها (۲)

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط