شده باران بزند بر بدن پنجره ات؟...

شده باران بزند بر بدن پنجره ات؟...

ناگهان بغض بیفتد وسط حنجره ات؟
دیدگاه ها (۷)

آخرش را اگرچه می دانم...آخرش را اگرچه می بینم...حال و روزم ز...

از حرم دوریم و در این شهر راحت نیستیم..حالمان خوش نیست وقتی ...

ای کاش که آن قرار مان برگردد...آن رونق روزگارمان بر گردد...ب...

اگر همیشه ببارند ابرهای جهان...نمی‌رسند به آن اشک‌ها که زینب...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

پرسه در جنگل...[پارت سوم]ات هنوز وسط سالن بزرگ ایستاده بود.ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط