#حکایت روزی کشاورزی نزد امیر.کبیر به شکایت آمد که توپخانه
#حکایت روزی کشاورزی نزد امیر.کبیر به شکایت آمد که توپخانه را از روی کِشت من بردند و کل محصولم از بین رفت ، امیر ابتدا خسارات او را داد و بعد از توپچی بازخواست کرد.
توپچی گفت: شاه با سوار زیاد رسید و تعجیل فرمود، جاده هم تنگ بود و من مجبور شدم توپها را از مسیر کشت ببرم،
امیر با عصبانیت گفت: تو بسیار غلط کردی مگر مال پدرت بود؟ شاه اگر میخواهد لایق شاهی باشد نیم ساعت صبر کند آنگاه بگذرد نه اینکه زرع رعیّت را نابود و عموم ایرانیان را از زراعت و عدالت ناامید سازد!!
آنگاه توپچی را سیاستی سخت نمود که غیرت کشاورزان به آبادی املاک و زمینشان شد.
#فردوس_برین
توپچی گفت: شاه با سوار زیاد رسید و تعجیل فرمود، جاده هم تنگ بود و من مجبور شدم توپها را از مسیر کشت ببرم،
امیر با عصبانیت گفت: تو بسیار غلط کردی مگر مال پدرت بود؟ شاه اگر میخواهد لایق شاهی باشد نیم ساعت صبر کند آنگاه بگذرد نه اینکه زرع رعیّت را نابود و عموم ایرانیان را از زراعت و عدالت ناامید سازد!!
آنگاه توپچی را سیاستی سخت نمود که غیرت کشاورزان به آبادی املاک و زمینشان شد.
#فردوس_برین
- ۲.۳k
- ۰۶ خرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط