ماجرا این بود...

ماجرا این بود...
او صادقانه آمد...
من دیوانه وار
عاشقش شدم...

‌‌━━━┅═🎀 ═┅┅──┄
دیدگاه ها (۱)

این که آدم بداند یک نفر به او فکر می کندیک نفر دوستش دارد ان...

آغوشِ تو چقدر می آید به قامتمدر آن به قدرِ پیرهنِ خویش راحتم...

مشو نومید از دشنامِ دلدارکه بعدِ رنجِ روزه، روز عیدست#مولانا

پوشاندن دیوانگی با لبخند های دیوانه وار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط