حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب ؛
اما بعضی وقتها یک سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمی تونی پرت شون کنی
نگه میداری پیش خودت
همین جا
همین حوالی
رفیق...
دیدگاه ها (۱)

عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی) ای...

Kazutora

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

باهم برید حموم ؟پارت1 (سناریو _توکیو ریونجرز_ باجی)

پارت ۵(بعد از اینکه جونگ کوک یونا رو بیهوش میکنه یونا رو به ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۲| یه عکس که قرار...

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط