پارت
پارت۱۱
پرستار نفس نفس زنان وارد اتاق جی را شد و گفت
پرستار: دکتر دکتر
جی را:چیشده
پرستار:یه بیمار با اوضاع وخیم داریم
جی را سریع بلند شد و با پرستار از اتاق بیرون رفت و بعد از معاینه گفت
جی را:وضعیت شون وخیمه اتاق عمل ۲ رو سریع آماده کنین
پرستار:چشم
جی را:همراهشون کجاست
پرستار۲:اون اقا هستن
جی را:برای عمل امادشون کنین تا من با همراهشون حرف بزنم
پرستار۲:چشم
جی را رفت پیش همراه اون خانم
جی را:چرا خانمتون اینجوری شدن
همراه:نمیدونم اون از پله های سرکارش افتاد زمین و بیهوش شد و البته چند ماهی هم هست که همیشه سردرد و سرگیجه داشت ولی من اهمیتی نمیدادم خانم دکتر حالش چطوره
جی را:هوففففف چطور موضوع به این مهمی و بهش بی اهمیتی میکردی هان خانمتون تومور مغزی وخیم دارن و باید خیلی قبل تر به پزشک مراجعه میکردن و الان هم به صورت اورژانسی باید خیلی زود عمل بشن
همراه:وای حالا خوب میشه
جی را:تمام تلاشمون و میکنیم
و بعد جی را رفت تا آماده عمل بشه
عمل سختی بود ولی بالاخره تموم شد و حی را اومد بیرون و به همراه اون خانم گفت
جی را:به سختی تونستیم نجاتشون بدیم حالشون دیگه به اینکه چقدر مقاوم هستن بر میگرده ایشون و میسپرم به دکتر کیم درمورد وضع ایشون از دکتر کیم بپرسید
همراه:بله ممنون
و جی را به سمت اتاقش رفت و نشست روی صندلی قهوه اش و خورد و به فکر فرو رفت و توی فکرش فقط نگرانی و پریشونی میگذشت و همش به اتفاق دیشب فکر میکرد بلند شد و رفت توی حیاط بیمارستان و تا هوا بخوره که چیزی نظرش و جلب کرد
..............
امروز زیاد پارت گذاشتم بقیش هم برا فردا
پرستار نفس نفس زنان وارد اتاق جی را شد و گفت
پرستار: دکتر دکتر
جی را:چیشده
پرستار:یه بیمار با اوضاع وخیم داریم
جی را سریع بلند شد و با پرستار از اتاق بیرون رفت و بعد از معاینه گفت
جی را:وضعیت شون وخیمه اتاق عمل ۲ رو سریع آماده کنین
پرستار:چشم
جی را:همراهشون کجاست
پرستار۲:اون اقا هستن
جی را:برای عمل امادشون کنین تا من با همراهشون حرف بزنم
پرستار۲:چشم
جی را رفت پیش همراه اون خانم
جی را:چرا خانمتون اینجوری شدن
همراه:نمیدونم اون از پله های سرکارش افتاد زمین و بیهوش شد و البته چند ماهی هم هست که همیشه سردرد و سرگیجه داشت ولی من اهمیتی نمیدادم خانم دکتر حالش چطوره
جی را:هوففففف چطور موضوع به این مهمی و بهش بی اهمیتی میکردی هان خانمتون تومور مغزی وخیم دارن و باید خیلی قبل تر به پزشک مراجعه میکردن و الان هم به صورت اورژانسی باید خیلی زود عمل بشن
همراه:وای حالا خوب میشه
جی را:تمام تلاشمون و میکنیم
و بعد جی را رفت تا آماده عمل بشه
عمل سختی بود ولی بالاخره تموم شد و حی را اومد بیرون و به همراه اون خانم گفت
جی را:به سختی تونستیم نجاتشون بدیم حالشون دیگه به اینکه چقدر مقاوم هستن بر میگرده ایشون و میسپرم به دکتر کیم درمورد وضع ایشون از دکتر کیم بپرسید
همراه:بله ممنون
و جی را به سمت اتاقش رفت و نشست روی صندلی قهوه اش و خورد و به فکر فرو رفت و توی فکرش فقط نگرانی و پریشونی میگذشت و همش به اتفاق دیشب فکر میکرد بلند شد و رفت توی حیاط بیمارستان و تا هوا بخوره که چیزی نظرش و جلب کرد
..............
امروز زیاد پارت گذاشتم بقیش هم برا فردا
- ۵.۸k
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط